goading

[ایالات متحده]/ˈɡəʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡoʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحریک یا تشویق کسی؛ راندن یا ترغیب با یک چوب نوک تیز

عبارات و ترکیب‌ها

goading behavior

رفتار تحریک‌آمیز

goading remarks

اظهارات تحریک‌آمیز

goading comments

نظرات تحریک‌آمیز

goading tactics

تاکتیک‌های تحریک‌آمیز

goading challenge

چالش تحریک‌آمیز

goading questions

سوالات تحریک‌آمیز

goading statements

بیانات تحریک‌آمیز

goading influence

تاثیرگذاری تحریک‌آمیز

goading actions

اقدامات تحریک‌آمیز

جملات نمونه

she was goading him into taking the risk.

او او را به پذیرفتن خطر تشویق می‌کرد.

the coach was goading the players to perform better.

مربی بازیکنان را به انجام بهتر تشویق می‌کرد.

his constant goading finally pushed her to make a decision.

تشویق‌های مداوم او سرانجام او را به تصمیم‌گیری سوق داد.

they were goading each other to finish the project on time.

آنها یکدیگر را به اتمام پروژه به موقع تشویق می‌کردند.

goading someone can sometimes lead to unexpected results.

تشویق کسی گاهی اوقات می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

he was goading his friend into joining the competition.

او دوست خود را به پیوستن به مسابقه تشویق می‌کرد.

the teacher was goading the students to think critically.

معلم دانش‌آموزان را به تفکر انتقادی تشویق می‌کرد.

she couldn't resist goading him about his new haircut.

او نمی‌توانست از تحریک او در مورد مدل موی جدیدش خودداری کند.

goading her brother turned into a playful argument.

تشویق برادرش به یک بحث بازیگوشانه تبدیل شد.

the manager was goading the team to exceed their targets.

مدیر تیم را به فراتر رفتن از اهدافشان تشویق می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید