reassuring

[ایالات متحده]/ˌri:əʃʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriə'ʃʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تسلی‌دهنده; تشویق‌کننده; قابل‌اعتماد.

عبارات و ترکیب‌ها

reassuring news

اخبار دلگرم‌کننده

جملات نمونه

the reassuring familiarity of his parents' home.

آشنایی اطمینان‌بخش با خانه والدینش

he exuded an aura of reassuring solidity.

او حال و هوای استحکام اطمینان‌بخش را از خود نشان می‌داد.

a reassuring presence can stave off a panic attack.

حضور اطمینان بخش می تواند از حمله وحشت جلوگیری کند.

With a reassuring pat on her arm, he left.

با یک نوازش اطمینان بخش روی بازوی او، او رفت.

He gave her a reassuring pat on the shoulder.

او یک نوازش اطمینان بخش روی شانه‌اش زد.

couldn't reconcile his reassuring words with his hostile actions. unfit

نتوانست کلمات اطمینان بخش او را با اعمال خصمانه اش تطبیق دهد. نامناسب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید