air

[ایالات متحده]/eə/
[بریتانیا]/ɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضایی که بالای زمین است و هواپیماها پرواز می‌کنند، مخلوط گازهایی که زمین را احاطه کرده‌اند، ماده گازی نامرئی که اطراف زمین را فراگرفته است
vt. & vi. خشک کردن چیزی مانند لباس‌ها در فضای باز
vt. اجازه دادن به ورود هوای تازه به یک اتاق

عبارات و ترکیب‌ها

fresh air

هواى تازه

air pollution

آلودگی هوا

air conditioning

تهویه مطبوع

air quality

کیفیت هوا

breathable air

هوا قابل تنفس

in the air

در هوا

by air

با هوا

air ticket

بلیط هواپیما

air force

نیروی هوایی

air conditioner

کولر

air flow

جریان هوا

air temperature

دمای هوا

hot air

هوای گرم

air pressure

فشار هوا

air compressor

فشرده‌ساز هوا

on the air

در حال پخش

compressed air

هوا فشرده

air transport

حمل و نقل هوایی

air condition

شرایط آب و هوایی

on air

در حال پخش

air defense

دفاع هوايي

air traffic

ترافیک هوایی

جملات نمونه

the air was stale.

هوا کهنه بود.

with an air of abstraction

با حالتی انتزاعی

air-to-air missiles; air-to-air communications.

موشک‌های هوا به هوا؛ ارتباطات هوا به هوا.

The air was frosty.

هوا یخی بود.

air movements; air safety.

جابجایی هوا؛ ایمنی هوا.

The air pressure is falling.

فشار هوا در حال کاهش است.

naval and air attaché.

مهمان‌نماي دریایی و هوایی.

the air was moist and heavy.

هوا مرطوب و سنگین بود.

the air was thick with rumours.

هوا پر از شایعات بود.

Air is the element of man.

هوا عنصری است که مربوط به انسان است.

healthful air at seaside

هوای سالم در کنار دریا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید