hazes

[ایالات متحده]/heɪzɪz/
[بریتانیا]/heɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (دود و غیره) مه; غبار
v. (برای) پوشاندن با مه; آزار دادن یا اذیت کردن (به ویژه دانشجویان سال اول)

عبارات و ترکیب‌ها

morning hazes

مه صبحگاهی

summer hazes

مه تابستان

urban hazes

مه شهری

light hazes

مه ملایم

foggy hazes

مه غلیظ

thick hazes

مه غلیظ

colorful hazes

مه رنگارنگ

faint hazes

مه کم‌رنگ

جملات نمونه

the morning hazes create a mysterious atmosphere.

مه صبحگاهی فضایی مرموز ایجاد می‌کند.

she loves to walk in the hazes of the early dawn.

او عاشق قدم زدن در مه صبح زود است.

the hazes over the mountains added to the scenic beauty.

مه کوهستانی بر زیبایی مناظر افزود.

as the sun rose, the hazes began to dissipate.

با طلوع خورشید، مه شروع به پراکنده شدن کرد.

we could barely see through the hazes in the distance.

ما به سختی می‌توانستیم از طریق مه در دوردست‌ها ببینیم.

the artist captured the hazes beautifully in her painting.

هنرمند به زیبایی مه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

there’s a magical quality to the hazes at sunset.

مه در هنگام غروب خورشید، کیفیتی جادویی دارد.

the hazes made the city look ethereal.

مه باعث شد شهر به نظر وهمی برسد.

fog and hazes often obscure visibility on the road.

مه و مه اغلب دید را در جاده مبهم می‌کنند.

he felt lost in the hazes of his memories.

او احساس می‌کرد در مه خاطراتش گم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید