mists

[ایالات متحده]/[mɪsts]/
[بریتانیا]/[mɪsts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غلظت شدید از قطرات ریز آب معلق در جو زمین در یا نزدیک سطح زمین؛ یک فضای مبهم یا نامشخص.
v. با مه پوشاندن یا پر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

morning mists

سحر مهتاب

rolling mists

مهتاب غلتان

through mists

در میان مهتاب

heavy mists

مهتاب غلیظ

lost in mists

گم شده در مهتاب

sea mists

مهتاب دریا

gray mists

مهتاب خاکستری

mists rising

مهتاب در حال بالا آمدن

mists cleared

مهتاب رفع شد

shrouded in mists

در مهتاب پوشیده شده

جملات نمونه

the early morning mists shrouded the valley in mystery.

مه صبح زود، مه غلیظ دره را در غبار رازآلوده پوشاند.

we walked through the dense mists, barely able to see.

ما از میان مه غلیظ عبور کردیم و تقریباً نمی‌توانستیم ببینیم.

the lighthouse beam cut through the swirling mists.

نور چراغ маяک از میان مه غلیظ عبور کرد.

a cool breeze blew the mists away from the shore.

نسیمی خنک مه را از ساحل دور کرد.

the artist captured the ethereal beauty of the mists in his painting.

هنرمند زیبایی غیرمادی مه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

the coastal town was often hidden by heavy mists.

شهر ساحلی اغلب در پشت مه غلیظ پنهان بود.

we watched the mists roll across the moorland.

ما شاهد حرکت مه در سراسر زمین‌های لم یزرع بودیم.

the mists hung low over the river, creating a magical scene.

مه پایین آویزان بود و صحنه ای جادویی ایجاد کرد.

the hikers navigated through the mists using a compass.

گردشگران از طریق مه با استفاده از قطب نما حرکت کردند.

the camera captured the subtle shifts in the mists.

دوربین تغییرات ظریف در مه را ثبت کرد.

the mists added a sense of drama to the landscape.

مه حس درام را به منظره اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید