fogs

[ایالات متحده]/fɒɡz/
[بریتانیا]/fɔɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع مه؛ سردرگمی یا گیجی

عبارات و ترکیب‌ها

morning fogs

سحر مه گرفته

heavy fogs

مه غلیظ

thick fogs

مه سفت

coastal fogs

مه ساحلی

dense fogs

مه متراکم

winter fogs

مه زمستانی

summer fogs

مه تابستانی

rolling fogs

مه در حال غلتیدن

urban fogs

مه شهری

sea fogs

مه دریایی

جملات نمونه

the fogs rolled in from the sea, obscuring the coastline.

مه‌ها از دریا سرازیر شدند و خط ساحلی را پنهان کردند.

in the early morning, thick fogs covered the city.

در اوایل صبح، مه غلیظ شهر را پوشاند.

the fogs can create a mysterious atmosphere in the forest.

مه‌ها می‌توانند فضایی مرموز در جنگل ایجاد کنند.

driving in heavy fogs requires extra caution.

رانندگی در مه شدید نیاز به احتیاط بیشتری دارد.

the fogs lifted slowly as the sun rose.

مه‌ها به آرامی بلند شدند همانطور که خورشید طلوع می‌کرد.

she loves to walk in the fogs of autumn.

او عاشق پیاده‌روی در مه پاییز است.

foggy conditions can disrupt flight schedules.

شرایط مه آلود می‌تواند برنامه‌های پروازی را مختل کند.

we could barely see each other through the fogs.

ما به سختی می‌توانستیم از طریق مه یکدیگر را ببینیم.

the fogs add an element of suspense to the story.

مه‌ها عنصری از تعلیق را به داستان اضافه می‌کنند.

foggy nights are perfect for stargazing.

شبه‌های مه آلود برای رصد ستارگان عالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید