feeling helpless
احساس درماندگی
utterly helpless
کاملاً درمانده
helplessly watching
با درماندگی نگاه کردن
desperate and helpless
ناامید و درمانده
feel utterly helpless
احساس درماندگی کامل کردن
be helpless with mirth
بیاعتنا به شادی
they burst into helpless laughter.
آنها با خنده درمانده منفجر شدند.
as helpless as a babe
بهاندازه یک نوزاد ناتوان
a cowardly attack on a helpless victim.
حمله কাপুরانه به یک قربانی بیدفاع.
They felt helpless to do anything about it.
آنها احساس درماندگی برای انجام هر کاری در مورد آن کردند.
I dissolved into helpless laughter.
من در خنده های درمانده غرق شدم.
she rocked backwards and forwards, convulsed with helpless mirth.
او با خنده های درمانده به عقب و جلو تاب می خورد.
The stabbing pain vigilantly, is very helpless the sigh, as if can only like this .....
درد شدید به طور محتاطانه، بسیار ناتوان است آه، گویی فقط اینگونه است .....
At this time your mind will be filled with such words as helpless, vacuous, choiceless, powerless.Such being the case, your only strategy is attention distracting.
در این زمان ذهن شما با کلماتی مانند ناتوان، پوچ، بیانتخاب و ناتوان پر خواهد شد. با توجه به این موضوع، تنها استراتژی شما منحرف کردن توجه است.
Seriously injured in the accident, the couple died on the operation table, leaving behind a child of 5, helpless and parentless.
این زوج که در این حادثه به شدت مجروح شده بودند، در حالی که یک کودک 5 ساله، ناتوان و یتیم را پشت سر گذاشتند، در اتاق عمل درگذشتند.
You feel that self is weak helpless one lamb , the other party is blueing hungry one eye wolf , does not have tender feelings honey intention, only when occupying a sum intrepid.
احساس میکنید که خودتان یک بره ضعیف و ناتوان است، طرف مقابل یک گرگ گرسنه با یک چشم است، احساسات لطیف و نیت عسل ندارد، فقط زمانی که یک مجموعهای شجاعانه را اشغال میکند.
The Maquis ship is destroyed in a battle with the warlike Kazons.To prevent a Kazon aggression against a helpless world, Voyager destroys the space probe.
کشتی ماکیز در نبردی با کازونهای جنگجو نابود شد. برای جلوگیری از تهاجم کازون به یک جهان ناتوان، وویجر پروب فضایی را نابود میکند.
a knight is sworded valor,his heart knows only virtue, his blade defense the helpless, his might approves the weak, his word speaks only truth , his roars undose the wicked.
یک شوالیه با شجاعت شمشیر میزند، قلبش فقط فضیلت را میداند، شمشیرش از ناتوانان دفاع میکند، قدرت او از ضعیفان تایید میکند، کلماتش فقط حقیقت را بیان میکنند، غرشهایش شرارت را از بین میبرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید