able

[ایالات متحده]/'eɪb(ə)l/
[بریتانیا]/'ebl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به، دارای توانایی، ماهر.

عبارات و ترکیب‌ها

capable

توانا

able person

شخص توانمند

spell able

توانایی املا

able seaman

ملوان توانمند

جملات نمونه

He is an able judge.

او یک قاضی توانمند است.

a marvelously able author

یک نویسنده فوق العاده توانمند

not be able to expiate the disaster

نتوانم فاجعه را جبران کنم.

he was able to cozen a profit.

او توانست سود را به دست آورد.

the tyrant was able to regain Sicily.

ظالم توانست سیسیل را پس بگیرد.

not able to afford a new car.

نتوانستند یک ماشین جدید بخرند.

A politician must be able to communicate.

یک سیاستمدار باید بتواند ارتباط برقرار کند.

They are able to master the situation.

آنها قادر به کنترل وضعیت هستند.

They were not able to prove these suspicions.

آنها نتوانستند این شکایات را ثابت کنند.

They should be able to unite students.

آنها باید بتوانند دانش آموزان را متحد کنند.

Most children are able to walk before they are able to talk.

اکثر کودکان قبل از اینکه بتوانند صحبت کنند، قادر به راه رفتن هستند.

he was able to read Greek at the age of eight.

او در سن هشت سالگی توانست یونانی بخواند.

he was able to stop the train without accident.

او توانست قطار را بدون حادثه متوقف کند.

he was able to backtrack the buck to a ridge nearby.

او توانست مسیر را به یک صخره نزدیک ردیابی کند.

we'll be able to brush the mud off easily.

ما به راحتی توانستیم گل را پاک کنیم.

they would be able to talk without constraint.

آنها می‌توانستند بدون محدودیت صحبت کنند.

the entertainment industry is able to contaminate the mind of the public.

صنعت سرگرمی قادر است ذهن مردم را آلوده کند.

we are able to cover the cost of the event.

ما قادر به پوشش هزینه رویداد هستیم.

they are not always able to deploy this skill.

آنها همیشه قادر به استفاده از این مهارت نیستند.

نمونه‌های واقعی

The young fish are able to escape.

ماهی‌های جوان قادر به فرار هستند.

منبع: A Bite of China Season 1

Guge was able to cater to both.

گوگ توانایی پاسخگویی به هر دو را داشت.

منبع: Guge: The Disappeared Tibetan Dynasty

Normally, people are able to describe basic appearances.

معمولاً مردم قادر به توصیف ظاهر اساسی هستند.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

Would you be able to come downtown?

آیا شما قادر به آمدن به مرکز شهر هستید؟

منبع: VOA Let's Learn English (Level 1)

I love not being able to blush.

من عاشق این نیستم که نتوانم سرخ شوم.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

'She used to be able to understand.

'او قبلاً قادر به درک بود.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

I was able to download books. I was able to download music.

من قادر به دانلود کتاب‌ها بودم. من قادر به دانلود موسیقی بودم.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

Monopolies are able to erect obstacles that economists call barriers to entry.

احتمالات قادر به ایجاد موانعی هستند که اقتصاددانان آنها را به عنوان موانع ورود می‌نامند.

منبع: Economic Crash Course

Enough of a difference for you to able to pick the premium.

تفاوت کافی برای شما تا بتوانید نسخه ویژه را انتخاب کنید.

منبع: Gourmet Base

Most critters seem better able to survive big cities if they're smaller than usual.

اکثر موجودات به نظر می‌رسد که اگر کوچکتر از حد معمول باشند، بهتر می‌توانند در شهرهای بزرگ زنده بمانند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American January 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید