impacts

[ایالات متحده]/ˈɪmpækts/
[بریتانیا]/ˈɪmˌpækts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اثرات یا تأثیرات؛ برخوردها؛ شوک‌ها یا ضربه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

social impacts

اثرات اجتماعی

economic impacts

اثرات اقتصادی

environmental impacts

اثرات زیست‌محیطی

health impacts

اثرات بهداشتی

positive impacts

اثرات مثبت

negative impacts

اثرات منفی

long-term impacts

اثرات بلندمدت

short-term impacts

اثرات کوتاه‌مدت

cultural impacts

اثرات فرهنگی

policy impacts

اثرات سیاست‌گذاری

جملات نمونه

the impacts of climate change are becoming more evident.

اثرات تغییرات آب و هوایی به طور فزاینده‌ای آشکارتر می‌شوند.

we need to assess the impacts of this new policy.

ما باید اثرات این سیاست جدید را ارزیابی کنیم.

economic impacts can affect job growth significantly.

اثرات اقتصادی می‌توانند به طور قابل توجهی بر رشد اشتغال تأثیر بگذارند.

social impacts of technology are often overlooked.

اثرات اجتماعی فناوری اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

the impacts of pollution on health are alarming.

اثرات آلودگی بر سلامت هشدار دهنده است.

we must consider the long-term impacts of our actions.

ما باید اثرات بلندمدت اقدامات خود را در نظر بگیریم.

education can have positive impacts on society.

آموزش می‌تواند تأثیرات مثبتی بر جامعه داشته باشد.

the impacts of the pandemic are still being studied.

اثرات همه‌گیری هنوز در حال مطالعه است.

understanding the impacts of marketing strategies is crucial.

درک اثرات استراتژی‌های بازاریابی بسیار مهم است.

natural disasters have severe impacts on communities.

بلایای طبیعی تأثیرات شدیدی بر جوامع دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید