interlace

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈleɪs/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈleɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل. به هم بافته شدن در یک الگوی متقاطع؛ درهم آمیختن. زمان‌ها: درهم بافته، در حال بافتن، درهم می‌بافد.

جملات نمونه

discussion interlaced with esoteric mathematics.

بحثی که با ریاضیات عرفانی در هم آمیخته بود.

interlaced the testimony with half-truths.

اظهارات خود را با نیمی از حقیقت درهم آمیخت.

be interlaced with another thing

با چیز دیگری در هم آمیخته شود.

Your speech should not have been interlaced with these facts beside the point.

سخنرانی شما نباید با این حقایق نامربوط در هم آمیخته می‌شد.

the trees interlaced their branches so that only tiny patches of sky were visible.

درختان شاخه‌های خود را در هم تنیده‌ بودند که فقط تکه‌های کوچکی از آسمان قابل مشاهده بود.

Cells of scoin and understock live in harmony with each other, but do not interlace in such a manner as to form a mechanically strong point.

سلول‌های اسکین و زیرکاشت با یکدیگر در هماهنگی زندگی می‌کنند، اما به گونه‌ای در هم تنیده نمی‌شوند که یک نقطه قوی مکانیکی را تشکیل دهند.

نمونه‌های واقعی

You can interlace the fingertips around the toes.

شما می توانید انگشتان را در اطراف انگشتان پا گره بزنید.

منبع: Andrian's yoga class

Interlace the fingertips behind your tailbone, knuckles draw down and away.

انگشتان را پشت استخوان دنبالچه گره بزنید، مفاصل به سمت پایین و دور شوند.

منبع: Andrian's yoga class

Interlace the fingertips behind the tail.

انگشتان را پشت دم گره بزنید.

منبع: Andrian's yoga class

And if the fingertips are interlaced, release.

و اگر انگشتان گره خورده باشند، رها کنید.

منبع: Andrian's yoga class

We're gonna bring the fingertips to interlace behind the tail for a bridge pose.

ما انگشتان را به عقب از دم برای حالت پل گره می کنیم.

منبع: Andrian's yoga class

Then interlace the fingertips out in front. So now I'm on my forearms.

سپس انگشتان را در جلوی خود گره بزنید. حالا من روی ساعد خود هستم.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

Might even interlace the fingertips here. We breathe, we breathe, we breathe, wherever we're at, we breathe.

حتی ممکن است انگشتان را در اینجا گره بزنید. ما نفس می کشیم، نفس می کشیم، نفس می کشیم، مهم نیست کجا هستیم، نفس می کشیم.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

Exhale, floating down and away, opening up the shoulders. Inhale, interlace, reach forward, up and back.

نفس بدهید، شناور شوید و به سمت پایین و دور، شانه‌ها را باز کنید. دم، گره بزنید، به جلو، بالا و عقب بروید.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

Interlace the fingertips, soften the knees, find a little buoyancy as we inhale. Reach forward, up, and back.

انگشتان را گره بزنید، زانوها را نرم کنید، با دم گرفتن کمی شناوری پیدا کنید. به جلو، بالا و عقب بروید.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

Insects are so interlaced with the environment that they acutely feel any jolt to the regular rhythms of life.

حشرات به گونه ای با محیط در هم تنیده اند که به شدت هر گونه ضربه ای به ریتم های منظم زندگی را احساس می کنند.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید