phat

[ایالات متحده]/fæt/
[بریتانیا]/fæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تایپ کردن آن آسان است به دلیل خطوط خالی زیاد; خنک، فوق‌العاده

عبارات و ترکیب‌ها

phat cat

گربه باحال

phat beat

ریتم باحال

phat stack

پشته باحال

phat joint

سیگار باحال

phat ride

ماشین باحال

phat style

استایل باحال

phat shoes

کفش باحال

phat vibe

فضای باحال

phat swag

خوش شانسی باحال

phat food

غذا باحال

جملات نمونه

he has a phat sense of style.

او حس باحال و جذابی دارد.

this party is going to be phat!

این مهمانی فوق العاده خواهد بود!

she drives a phat car.

او یک ماشین باحال رانندگی می‌کند.

the beat of the song is phat.

ریتم آهنگ باحال است.

they serve some phat food at that restaurant.

آنها غذای باحال در آن رستوران سرو می‌کنند.

his phat bank account allows him to travel often.

حساب بانکی باحال او به او اجازه می‌دهد که اغلب سفر کند.

she has a phat collection of sneakers.

او یک مجموعه باحال از کفش‌های ورزشی دارد.

the graphics in this game are phat.

گرافیک این بازی باحال است.

that was a phat performance by the band.

اجرای گروه واقعا باحال بود.

he's always wearing phat jewelry.

او همیشه جواهرات باحال به تن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید