make-shift shelter
پناهگاه موقت
make-shift solution
راه حل موقت
make-shift arrangement
چیدمان موقت
make-shift bed
تختخواب موقت
make-shift table
میز موقت
make-shift camp
کمپ موقت
make-shift gear
تجهیزات موقت
make-shift stage
صحنه موقت
make-shift plan
برنامه موقت
we built a make-shift shelter from branches and tarps.
ما یک پناهگاه موقت از شاخه ها و برزنت ها ساختیم.
the hospital used a make-shift operating room in the gym.
بیمارستان از یک اتاق عمل موقت در سالن ورزشی استفاده کرد.
they set up a make-shift desk using a box and a board.
آنها یک میز موقت با استفاده از یک جعبه و یک تخته راه اندازی کردند.
the team created a make-shift antenna to boost the signal.
تیم یک آنتن موقت برای تقویت سیگنال ایجاد کرد.
a make-shift bandage stopped the bleeding temporarily.
یک باند موقت به طور موقت از خونریزی جلوگیری کرد.
we constructed a make-shift bridge across the stream.
ما یک پل موقت بر روی جریان آب ساختیم.
the volunteers organized a make-shift kitchen to feed the refugees.
داوطلبان یک آشپزخانه موقت برای تغذیه آوارگان سازماندهی کردند.
he fashioned a make-shift fishing rod from a stick and string.
او یک چوب ماهیگیری موقت از یک چوب و نخ درست کرد.
the actors used a make-shift prop for the play.
بازیگران از یک وسیله صحنه موقت برای نمایش استفاده کردند.
they established a make-shift communication system during the crisis.
آنها یک سیستم ارتباطی موقت در طول بحران ایجاد کردند.
the engineers devised a make-shift solution to the problem.
مهندسان یک راه حل موقت برای مشکل طراحی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید