most

[ایالات متحده]/məʊst/
[بریتانیا]/most/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به بزرگترین حد; بسیار
pron. اکثریت; بزرگترین مقدار; بالاترین ارزش
adj. بزرگترین; بیشترین

عبارات و ترکیب‌ها

most likely

به احتمال زیاد

most important

مهم‌ترین

most common

اكثر شيوعا

most valuable

ارزشمندترین

most of

اکثر

most people

اکثر مردم

most popular

محبوب‌ترین

most of them

اکثر آنها

in most cases

در بیشتر موارد

at most

حداکثر

most of all

از همه بیشتر

most often

اغلب

at the most

حداکثر

most probable

محتمل ترین

most of time

اکثر اوقات

most valuable player

ارزشمندترین بازیکن

for most purposes

برای اکثر اهداف

most reverend

محترم ترین

most favored nation

کشور مورد علاقه

جملات نمونه

most honest; most impatiently.

صادق‌ترین؛ بیش از حد بی‌صبر.

the most devout environmentalist.

متعهدترین محیط‌بان.

the most feasible explanation.

قابل توضیح ترین توضیح.

the most gruesome murder.

بدی ترین قتل وحشتناک

that is most probably correct.

احتمالا آن درست است.

the most outlandish ideas.

غریب‌ترین ایده‌ها.

the most productive employees.

بهره‌ورترین کارمندان.

a most beautiful woman

یک زن بسیار زیبا.

This is a most beautiful country.

این یک کشور بسیار زیباست.

the most acceptant mind

ذهنی پذیراتر.

A-is most important in translation.

A-در ترجمه بیش از همه مهم است.

won the most votes.

بیشترین آرا را به دست آورد.

That party was the most!

آن مهمانی عالی بود!

to get the most votes

برای کسب بیشترین آرا

The remark was most apt.

این نکته بسیار مناسب بود.

This is the most direct road.

این مستقیم‌ترین مسیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید