sinew

[ایالات متحده]/'sɪnjuː/
[بریتانیا]/'sɪnju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاندون; قدرت بدنی; انرژی
vt. تقویت کردن; محکم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

strong sinew

رشته‌ی قوی

torn sinew

رشته‌ی پاره شده

flexible sinew

رشته‌ی انعطاف‌پذیر

جملات نمونه

the sinews of government.

رگ‌های حیاتی دولت

the sinewed shape of his back.

شکل عضلانیِ کمرش

The sinew, the soft meat, the dark blood coarsing within!

تاندون، گوشت نرم، خون تیره که در آن جریان دارد!

He strained every sinew to help us, but didn’t succeed.

او برای کمک به ما تمام تلاش خود را کرد، اما موفق نشد.

The sinew of the animal was used to make bowstrings.

از تاندون حیوان برای ساخت زه کمان استفاده می‌شد.

He showed great sinew and determination in completing the marathon.

او عزم و اراده و توانایی بدنی زیادی برای اتمام ماراتن نشان داد.

The chef carefully removed the sinew from the meat before cooking it.

سرآشپز با دقت تاندون را از گوشت خارج کرد قبل از اینکه آن را بپزد.

Regular exercise helps to strengthen the sinews and muscles.

ورزش منظم به تقویت تاندون‌ها و عضلات کمک می‌کند.

The sinewy athlete easily lifted the heavy weights.

ورزشکار عضلانی به راحتی وزنه‌های سنگین را بلند کرد.

The sinew of the old tree was still strong despite its age.

تاندون درخت پیر هنوز هم با وجود سنش قوی بود.

She felt the sinews in her legs tighten as she prepared to jump.

او احساس کرد که تاندون‌های پاهایش در حالی که برای پریدن آماده می‌شد سفت می‌شوند.

The sinewy texture of the steak made it difficult to chew.

بافت تاندونی استیک خوردن آن را دشوار می‌کرد.

His sinewy arms were a result of years of weightlifting.

بازوهای عضلانی او نتیجه سال‌ها وزنه برداری بود.

The sinew of the rope snapped under the weight of the load.

تاندون طناب زیر بار سنگین پاره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید