nick

[ایالات متحده]/nɪk/
[بریتانیا]/nɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خراش; ترک; زخم کوچک; (زبان عامیانه) زندان
v. خراشیدن; آسیب زدن; دزدیدن; ضربه زدن; لقب دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

nick of time

لحظه آخر

nicknames

لقب‌ها

nickel

نیکل

nickel and dime

سنت و دلاری

nickelodeon

نیکلودئون

nickel-plated

نیکل روکش شده

nickelback

نیکل‌بک

in the nick

در لحظه آخر

nick name

اسم مستعار

جملات نمونه

nick a tree as a signal

چیدن یک درخت به عنوان یک نشانه

He got to the railway station in the nick of time.

او درست به موقع به ایستگاه راه آهن رسید.

I'd got nicked for burglary.

من به خاطر سرقت دستگیر شده بودم.

you've kept the car in good nick .

شما ماشین را در وضعیت خوبی نگه داشته اید.

they nicked across the road.

آنها به سرعت از جاده عبور کردند.

Nick restyled Rebecca's hair.

نیک مدل موهای رbecca را تغییر داد.

nicked an impulse to flee.

یک میل ناگهانی به فرار

nicks in the table; razor nicks on his chin.

زخم روی میز؛ خراش تیغ روی چانه‌اش.

Nick edged his way through the crowd.

نیک با احتیاط از میان جمعیت عبور کرد.

he had nicked himself while shaving.

او در حین اصلاح خود را خراش داده بود.

he'd had his car nicked by joyriders.

ماشینش توسط سارقان دزدیده شده بود.

A sliver of glass nicked my hand.

یک تکه شیشه دست من را خراش داد.

I nicked my chin while shaving.

وقتی که می‌خندیدم چانه‌ام را خراش دادم.

He nicked me for a thousand dollars.

او یک هزار دلار از من دزدید.

We bantered Nick on the subject of marriage.

ما با نیک درباره موضوع ازدواج شوخی کردیم.

they ganged up on me and nicked my pocket money.

آنها دور هم جمع شدند و پول جیبی من را دزدیدند.

He remembered in the nick of time that his passport was in his coat pocket.

او درست به موقع به یاد آورد که گذرنامه اش در جیب کت اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید