wood chisel
مشتیزن چوبی
metal chisel
مشتیزن فلزی
sharp chisel blade
تیغه مشتیزن تیز
carpenter's chisel
مشتیزن چوبکار
chisel away wood
چیزک زدن چوب
precision chiseling
چیزک زنی دقیق
chisel a sculpture
حکاکی با مشتیزن
chisel edge
لبه مشتیزن
a finely chiseled nose.
یک بینی به زیبایی تراشیده شده
carefully chisel a recess inside the pencil line.
با دقت یک فرورفتگی را در داخل خط مداد تراش دهید.
always tries to chisel in on our conversations.
همیشه سعی می کند در گفتگوهای ما دخالت کند.
This chisel is useful for getting into awkward spaces.
این چکش برای ورود به فضاهای دسترسی دشوار مفید است.
The electrician chiseled a hole in the wall to fit a door bell.
الکتریسیان برای نصب زنگ در سوراخ دیوار، سوراخی ایجاد کرد.
Camille used a hammer and chisel to carve out a figure from the marble.
کامیله از چکش و چاقو برای کندن یک شکل از سنگ مرمر استفاده کرد.
incised the tablet with chisels; a plateau that had been deeply incised by streams.
قرص را با چکش ها حکاکی کرد؛ یک صفحه ای که به شدت توسط نهرها حکاکی شده بود.
By chiseling a BOL on a surface of a lens, a apochromatic system is composed, which actualizes the system's apochromatism, as well as revising primary aberration.
با ایجاد یک BOL روی سطح یک عدسی، یک سیستم آپوکوماتیک تشکیل میشود که آپوکوماتیسم سیستم را محقق میکند و همچنین خطای اولیه را اصلاح میکند.
ZZM-A drill grinder simple structure, easy operation. One setup to complete grindings on drill web and chisel edge.
ZZM-A دریل فرز ساختار ساده، عملکرد آسان. یک تنظیم برای تکمیل عملیات سنگ زنی در شبکه دریل و لبه چکش.
It describes the designing, logic circuit, working principle and adjustment of the pneumatic rubber plate logic control system attached to the horizontal multiple-hollow-chisel mortiser.
این سیستم طراحی، مدار منطقی، اصل کار و تنظیم سیستم کنترل منطقی صفحه لاستیکی پنوماتیک متصل به دستگاه تراش چند حفره افقی را شرح می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید