Top notch
درجه یک
notch filter
فیلتر ناچ
notch sensitivity
حساسیت ناچ
notch impact strength
مقاومت ضربه ناچ
notch toughness
استقامت ناچ
notch wood with a knife
برش دادن چوب با چاقو
there was a notch in the end of the arrow for the bowstring.
در انتهای تیر یک فرورفتگی برای زه کمان وجود داشت.
notching of splice bars
شیار دادن میلههای اتصال
a notch or two higher in quality.
یک درجه یا دو بالاتر از کیفیت.
notched the score on a stick.
امتیاز را روی یک چوب شیار کرد.
incisure A notch, fissure or cleft in a bone.
بریدگی: یک فرورفتگی، شکاف یا شکاف در یک استخوان.
This one is a notch better than the other.
این یکی یک درجه بهتر از دیگری است.
she notched her belt tighter.
او کمربند خود را محکم تر بست.
notched 30 wins in a single season.
30 برد در یک فصل به دست آورد.
The team notched up their 3rd victory in a row.
تیم سومین پیروزی متوالی خود را به دست آورد.
He is keen to notch up yet another success.
او مشتاق است تا به دستاورد دیگری دست یابد.
Torino notched up a 2-1 win at Lazio.
تورینو با نتیجه 2-1 در لاتزیو پیروز شد.
he notched up fifteen years' service with the company.
او پانزده سال خدمت در شرکت را به دست آورد.
The Indians cut notches on a stick to keep count of numbers.
هندی ها برای شمردن اعداد، شیارهایی روی یک چوب ایجاد کردند.
Notch up another of the country's transformations: the arrival of the homegrown twitcher.
تحول دیگری از کشور را به ثبت برسانید: ورود پرنده شناس محلی.
hypural notch The crease formed when the caudal fin is bent or flexed.
خط hypural: چین به وجود آمده هنگام خم شدن یا انعطاف باله دمی.
He notched up ten points in the first five minutes of the game.
او در 5 دقیقه اول بازی 10 امتیاز کسب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید