ones

[ایالات متحده]/wʌnz/
[بریتانیا]/wʌnz/

ترجمه

n. مکمل باینری، مکمل یک

عبارات و ترکیب‌ها

the ones

آنها

chosen ones

انتخاب شده‌ها

top ones

بهترین‌ها

young ones

جوانان

old ones

افراد پیر

good ones

خوب‌ها

best ones

بهترین‌ها

strong ones

قوی‌ها

brave ones

شجاعان

special ones

ویژه‌

جملات نمونه

i prefer blue ones over red ones.

من آبی‌ها را بیشتر از قرمزها ترجیح می‌دهم.

do you have any large ones in stock?

آیا موجودی بزرگی دارید؟

these apples are much better than those ones.

این سیب‌ها خیلی بهتر از آن سیب‌ها هستند.

he bought two new leather ones.

او دو تا چرمی جدید خرید.

the young ones are playing in the park.

کودکان در پارک بازی می‌کنند.

i need to order more office supplies, especially pens and ones like them.

من باید لوازم التحریر بیشتری سفارش دهم، به خصوص خودکار و چیزهایی شبیه به آنها.

the best days are the lazy, sunny ones.

بهترین روزها، روزهای تنبل و آفتابی هستند.

she always chooses the brightest, most colorful ones.

او همیشه روشن‌ترین و رنگارنگ‌ترین‌ها را انتخاب می‌کند.

we need to replace the old, broken ones.

ما باید آنها را با مدل‌های جدید و سالم جایگزین کنیم.

the company offers various sizes and styles of running ones.

شرکت انواع اندازه‌ها و مدل‌های آن را ارائه می‌دهد.

i'll take the striped ones, please.

لطفاً من را با طرح راه راه بدهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید