persons

[ایالات متحده]/[ˈpɜːsənz]/
[بریتانیا]/[ˈpɜːrsənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.افرادی که به صورت جداگانه در نظر گرفته می‌شوند، به خصوص در ارتباط با ویژگی‌ها یا اعمالشان؛ افراد؛ کسانی که در یک مکان یا زمان خاص حضور دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

persons involved

افراد درگیر

persons present

افراد حاضر

persons concerned

افراد نگران

persons responsible

افراد مسئول

persons affected

افراد تحت تاثیر

persons identified

افراد شناسایی شده

persons requested

افراد درخواست شده

persons sought

افراد مورد نظر

persons listed

افراد فهرست شده

persons authorized

افراد مجاز

جملات نمونه

the company employs over two hundred persons.

شرکت بیش از دویست نفر استخدام می‌کند.

several persons were injured in the accident.

چند نفر در این حادثه مجروح شدند.

we need to identify all persons involved.

ما باید تمام افراد درگیر را شناسایی کنیم.

the witness provided valuable information about the persons present.

شهود اطلاعات ارزشمندی در مورد افراد حاضر ارائه کرد.

the survey asked about the opinions of various persons.

این نظرسنجی در مورد نظرات افراد مختلف سوال کرد.

the report listed the names of all persons affected.

گزارش نام تمام افراد آسیب‌دیده را فهرست کرد.

security personnel carefully monitored the persons entering the building.

پرسنل امنیتی با دقت افراد وارد ساختمان را رصد می‌کردند.

the charity assists vulnerable persons in the community.

این خیریه به افراد آسیب‌پذیر در جامعه کمک می‌کند.

the investigation focused on identifying the key persons responsible.

تحقیقات بر شناسایی افراد کلیدی مسئول متمرکز بود.

the museum welcomed a diverse group of persons to the exhibit.

موزه از یک گروه متنوع از افراد در نمایشگاه استقبال کرد.

the team included persons with a wide range of skills.

این تیم شامل افرادی با طیف گسترده‌ای از مهارت‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید