users

[ایالات متحده]/ˈjuːzəz/
[بریتانیا]/ˈjuːzərz/

ترجمه

n. اشخاصی که از یک سرویس، سیستم یا دستگاه استفاده می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

new users

کاربران جدید

active users

کاربران فعال

target users

کاربران هدف

existing users

کاربران موجود

daily users

کاربران روزانه

user feedback

بازخورد کاربر

user experience

تجربه کاربر

user accounts

حساب‌های کاربری

users reported

کاربران گزارش شده

engaging users

جذب کاربران

جملات نمونه

we need to understand our users better.

ما نیاز داریم کاربران خود را بهتر درک کنیم.

the app is designed for new users.

این برنامه برای کاربران جدید طراحی شده است.

we regularly survey our users for feedback.

ما به طور منظم نظرسنجی هایی از کاربران خود برای دریافت بازخورد انجام می دهیم.

the company values its loyal users.

شرکت از کاربران وفادار خود قدردانی می کند.

we are targeting young users with this campaign.

ما با این کمپین بر روی کاربران جوان هدف گذاری می کنیم.

the platform has millions of active users.

این پلتفرم میلیون ها کاربر فعال دارد.

we provide support for our users 24/7.

ما 24 ساعته و 7 روز هفته از کاربران خود پشتیبانی می کنیم.

we are onboarding new users this week.

ما این هفته کاربران جدید را جذب می کنیم.

the system allows users to customize their profiles.

این سیستم به کاربران اجازه می دهد پروفایل های خود را سفارشی کنند.

we track user behavior to improve the experience.

ما رفتار کاربر را ردیابی می کنیم تا تجربه را بهبود بخشیم.

the website is easy to use for all users.

وب سایت برای همه کاربران استفاده آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید