selves

[ایالات متحده]/sɛlvz/
[بریتانیا]/sɛlvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خود (جمع)؛ خود خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

ourselves

ما را خودمان

yourselves

خودشان

themselves

خودشان

herselves

خودشان

himselves

خودشان

ourselves first

ابتدا خودمان

show yourselves

خودتان را نشان دهید

find yourselves

خودتان را پیدا کنید

be yourselves

خودتان باشید

enjoy yourselves

خودتان لذت ببرید

جملات نمونه

we must learn to be true to ourselves.

ما باید یاد بگیریم به خودمان وفادار باشیم.

they often find themselves in difficult situations.

آنها اغلب خود را در موقعیت های دشوار می بینند.

she encourages her students to express themselves.

او از دانش آموزانش می خواهد که خود را بیان کنند.

we should take care of ourselves first.

ما ابتدا باید از خودمان مراقبت کنیم.

they need to remind themselves of their goals.

آنها باید خود را از اهدافشان آگاه کنند.

he often talks to himself when he is alone.

وقتی تنهاست، او اغلب با خودش صحبت می کند.

we should be proud of ourselves for our achievements.

ما باید به خاطر دستاوردهایمان به خودمان افتخار کنیم.

finding themselves lost in the city was unexpected.

گم شدن آنها در شهر غیرمنتظره بود.

they need to push themselves to try new things.

آنها باید خود را به انجام کارهای جدید تشویق کنند.

she often reminds herself to stay positive.

او اغلب به خود یادآوری می کند که مثبت بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید