strip

[ایالات متحده]/strɪp/
[بریتانیا]/strɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پوشش یا لایه بیرونی را برداشتن؛ حذف کردن؛ لخت کردن
n. یک تکه بلند و باریک؛ نوعی رقص که در آن شخص لباس‌های خود را درمی‌آورد
vi. لباس‌های خود را درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

strip down

کاهش دادن

strip club

کلوپ رقص

striped shirt

پیراهن راه راه

strip of

نواری از

strip mill

کارخانه تولید نوار فولادی

steel strip

نوار فولادی

gaza strip

نوار غزه

strip steel

فولاد نورد شده

hot strip mill

کارخانه نورد گرم

narrow strip

نوار باریک

strip mining

استخراج نواری

strip mine

معدن سطحی

copper strip

نوار مس

strip method

روش نورد

metal strip

نوار فلزی

strip width

عرض نوار

sealing strip

نوارهای آب‌بندی

wide strip

نوارهای پهن

strip off

درآوردن

comic strip

نوار کمیک

strip foundation

بستر نواری

test strip

نوار تست

جملات نمونه

a strip of linen.

یک نوار پارچه.

strip of one's clothes

نوار لباس

the adhesion of the gum strip to the paper.

چسبندگی نوار جوهر به کاغذ.

strip off sb's masquerades

ماسک‌ها را از چهره کسی جدا کنید

the stripes of a zebra

راه‌های یک گورخر

a strip of paper; strips of beef.

یک نوار کاغذ؛ نوار گوشت.

she saw a brown strip of plough.

او یک نوار قهوه‌ای از شخم را دید.

strip off the existing paint.

رنگ موجود را پاک کنید.

a campaigner against strip joints.

یک فعال مخالف صندلی‌های استریپ

women in striped, woven shawls.

زنان با روسری‌های راه راه و بافته شده.

Sunset Strip in Los Angeles

خیابان سانست در لس آنجلس

The bent strip can straighten up by itself.

نوار خمیده می‌تواند به تنهایی صاف شود.

land scalped by strip miners.

زمینی که توسط استخراج‌کنندگان نوار سر بریده شده است.

a three-striper; a four-striper.

یک سه خطه؛ یک چهار خطه.

There is a striped sofa along the wall.

دیواری یک مبل راه راه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید