pinged back
پاسخ داد
pinged me
منو خبر کرد
pinged you
تو رو خبر کرد
pinged again
دوباره خبر داد
pinged once
یک بار خبر داد
pinged twice
دو بار خبر داد
pinged online
آنلاین خبر داد
pinged status
وضعیت رو خبر داد
pinged group
گروه رو خبر داد
pinged friend
دوست رو خبر داد
the server pinged my computer for a response.
سرور برای دریافت پاسخ، کامپیوتر من را پینگ کرد.
she pinged me about the meeting details.
او درباره جزئیات جلسه با من پینگ کرد.
he pinged his friend to check if they were still on for dinner.
او دوستش را پینگ کرد تا ببیند آیا هنوز برای شام قرار دارند یا خیر.
i pinged the team to remind them of the deadline.
من تیم را پینگ کردم تا آنها را از مهلت نهایی یادآوری کنم.
the app pinged me with a notification.
اپلیکیشن با یک اعلان با من پینگ کرد.
after the update, the system pinged all connected devices.
پس از بهروزرسانی، سیستم تمام دستگاههای متصل را پینگ کرد.
can you ping the server to check its status?
آیا می توانید سرور را پینگ کنید تا وضعیت آن را بررسی کنید؟
he pinged his boss for approval on the project.
او برای تایید پروژه، رئیس خود را پینگ کرد.
we need to ping our clients for feedback.
ما باید مشتریان خود را برای دریافت بازخورد پینگ کنیم.
she pinged me to see if i was available for a call.
او با من پینگ کرد تا ببیند آیا من برای تماس در دسترس هستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید