pinged

[ایالات متحده]/pɪŋd/
[بریتانیا]/pɪŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته ping

عبارات و ترکیب‌ها

pinged back

پاسخ داد

pinged me

منو خبر کرد

pinged you

تو رو خبر کرد

pinged again

دوباره خبر داد

pinged once

یک بار خبر داد

pinged twice

دو بار خبر داد

pinged online

آنلاین خبر داد

pinged status

وضعیت رو خبر داد

pinged group

گروه رو خبر داد

pinged friend

دوست رو خبر داد

جملات نمونه

the server pinged my computer for a response.

سرور برای دریافت پاسخ، کامپیوتر من را پینگ کرد.

she pinged me about the meeting details.

او درباره جزئیات جلسه با من پینگ کرد.

he pinged his friend to check if they were still on for dinner.

او دوستش را پینگ کرد تا ببیند آیا هنوز برای شام قرار دارند یا خیر.

i pinged the team to remind them of the deadline.

من تیم را پینگ کردم تا آنها را از مهلت نهایی یادآوری کنم.

the app pinged me with a notification.

اپلیکیشن با یک اعلان با من پینگ کرد.

after the update, the system pinged all connected devices.

پس از به‌روزرسانی، سیستم تمام دستگاه‌های متصل را پینگ کرد.

can you ping the server to check its status?

آیا می توانید سرور را پینگ کنید تا وضعیت آن را بررسی کنید؟

he pinged his boss for approval on the project.

او برای تایید پروژه، رئیس خود را پینگ کرد.

we need to ping our clients for feedback.

ما باید مشتریان خود را برای دریافت بازخورد پینگ کنیم.

she pinged me to see if i was available for a call.

او با من پینگ کرد تا ببیند آیا من برای تماس در دسترس هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید