contacted

[ایالات متحده]/kɒnˈtæktɪd/
[بریتانیا]/kənˈtæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کسی از طریق تلفن یا نامه ارتباط برقرار کردن؛ تماس برقرار کردن؛ با کسی ارتباط برقرار کردن؛ [US] با کسی ارتباط برقرار کردن یا صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

contacted you

با شما تماس گرفتید

contacted him

با او تماس گرفت

contacted her

با او تماس گرفت

contacted them

با آنها تماس گرفت

contacted us

با ما تماس گرفت

contacted again

دوباره تماس گرفت

contacted directly

مستقیماً تماس گرفت

contacted support

با پشتیبانی تماس گرفت

contacted office

با دفتر تماس گرفت

contacted customer

با مشتری تماس گرفت

جملات نمونه

she contacted the customer service for assistance.

او برای دریافت کمک با خدمات مشتری تماس گرفت.

he contacted his old friend after many years.

او پس از سال‌ها با دوست قدیمی خود تماس گرفت.

the company contacted potential clients about the new product.

شرکت در مورد محصول جدید با مشتریان بالقوه تماس گرفت.

i contacted the support team to resolve the issue.

من برای رفع مشکل با تیم پشتیبانی تماس گرفتم.

they contacted the authorities regarding the incident.

آنها در مورد حادثه با مقامات تماس گرفتند.

we contacted the venue to book the event.

ما برای رزرو رویداد با محل برگزاری تماس گرفتیم.

she contacted her professor for clarification on the assignment.

او برای روشن شدن تکلیف با استاد خود تماس گرفت.

he contacted the travel agency to arrange a trip.

او برای تنظیم یک سفر با آژانس مسافرتی تماس گرفت.

the manager contacted the team to discuss the project.

مدیر با تیم تماس گرفت تا در مورد پروژه صحبت کند.

after the meeting, i contacted the participants for feedback.

پس از جلسه، من برای دریافت بازخورد با شرکت کنندگان تماس گرفتم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید