summoned to court
به دادگاه احضار شده
summoned for jury
احضار شده برای هیئت منصفه
summoned by spirits
احضار شده توسط ارواح
summoned at midnight
احضار شده در نیمهشب
summoned to appear
احضار شده برای حضور
summoned for meeting
احضار شده برای جلسه
summoned by name
احضار شده به نام
summoned for duty
احضار شده برای وظیفه
summoned for help
احضار شده برای کمک
summoned to testify
احضار شده برای شهادت دادن
he was summoned to the principal's office.
او برای حضور در دفتر مدیر مدرسه احضار شد.
the spirits were summoned during the ritual.
ارواح در طول مراسم احضار شدند.
she felt that fate had summoned her back home.
او احساس کرد که سرنوشت او را به خانه بازگردانده است.
the council summoned all members for an urgent meeting.
شورای عالی همه اعضا را برای یک جلسه اضطراری احضار کرد.
he summoned the courage to speak in front of the crowd.
او شجاعت صحبت کردن در مقابل جمعیت را پیدا کرد.
the judge summoned the witnesses to testify.
قاضی شهود را برای شهادت احضار کرد.
they summoned help when the storm hit.
وقتی طوفان آمد، آنها درخواست کمک کردند.
she summoned her friends for support during tough times.
او برای حمایت در دوران سخت، دوستانش را احضار کرد.
the general summoned his troops for a briefing.
ژنرال سربازان خود را برای یک جلسه توجیهی احضار کرد.
he was summoned by the company for an interview.
او برای مصاحبه توسط شرکت احضار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید