messaged

[ایالات متحده]/[ˈmesɪd]/
[بریتانیا]/[ˈmesɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته فعل از message) ارسال پیام به کسی؛ برقراری ارتباط با کسی از طریق ارسال پیام.

عبارات و ترکیب‌ها

messaged him

پیام برای او فرستاد

she messaged

او پیام فرستاد

messaged back

پیام پاسخ داد

they messaged me

آنها برای من پیام فرستادند

just messaged

فقط پیام فرستاد

messaged earlier

قبلاً پیام فرستاد

had messaged

پیام فرستاده بود

messaged quickly

سریع پیام فرستاد

messaged support

برای پشتیبانی پیام فرستاد

جملات نمونه

she messaged me to confirm our meeting time.

او برای تایید زمان ملاقات با من پیام داد.

he messaged his parents to let them know he was safe.

او به والدینش پیام داد تا به آنها اطلاع دهد که او در سلامت و امنیت است.

i messaged my friend about the concert last night.

من به دوستم در مورد کنسرت دیشب پیام دادم.

the company messaged all customers regarding the new policy.

شرکت به همه مشتریان در مورد سیاست جدید پیام داد.

did you messaged him back about the project proposal?

آیا به او در مورد پیشنهاد پروژه پاسخ دادید؟

she messaged a heartfelt apology to her colleague.

او یک عذرخواهی صمیمانه به همکارش پیام داد.

he messaged a reminder to everyone about the deadline.

او به همه در مورد مهلت نهایی یادآوری کرد.

i messaged the delivery driver to change the drop-off location.

من به راننده تحویل پیام دادم تا محل تحویل را تغییر دهد.

the teacher messaged the students with important updates.

معلم به دانش آموزان در مورد آخرین اخبار مهم پیام داد.

they messaged their support team with a technical issue.

آنها یک مشکل فنی را به تیم پشتیبانی خود پیام دادند.

he messaged a thank you note to the helpful staff.

او یک یادداشت تشکر به کارکنان مفید ارسال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید