messaged him
پیام برای او فرستاد
she messaged
او پیام فرستاد
messaged back
پیام پاسخ داد
they messaged me
آنها برای من پیام فرستادند
just messaged
فقط پیام فرستاد
messaged earlier
قبلاً پیام فرستاد
had messaged
پیام فرستاده بود
messaged quickly
سریع پیام فرستاد
messaged support
برای پشتیبانی پیام فرستاد
she messaged me to confirm our meeting time.
او برای تایید زمان ملاقات با من پیام داد.
he messaged his parents to let them know he was safe.
او به والدینش پیام داد تا به آنها اطلاع دهد که او در سلامت و امنیت است.
i messaged my friend about the concert last night.
من به دوستم در مورد کنسرت دیشب پیام دادم.
the company messaged all customers regarding the new policy.
شرکت به همه مشتریان در مورد سیاست جدید پیام داد.
did you messaged him back about the project proposal?
آیا به او در مورد پیشنهاد پروژه پاسخ دادید؟
she messaged a heartfelt apology to her colleague.
او یک عذرخواهی صمیمانه به همکارش پیام داد.
he messaged a reminder to everyone about the deadline.
او به همه در مورد مهلت نهایی یادآوری کرد.
i messaged the delivery driver to change the drop-off location.
من به راننده تحویل پیام دادم تا محل تحویل را تغییر دهد.
the teacher messaged the students with important updates.
معلم به دانش آموزان در مورد آخرین اخبار مهم پیام داد.
they messaged their support team with a technical issue.
آنها یک مشکل فنی را به تیم پشتیبانی خود پیام دادند.
he messaged a thank you note to the helpful staff.
او یک یادداشت تشکر به کارکنان مفید ارسال کرد.
messaged him
پیام برای او فرستاد
she messaged
او پیام فرستاد
messaged back
پیام پاسخ داد
they messaged me
آنها برای من پیام فرستادند
just messaged
فقط پیام فرستاد
messaged earlier
قبلاً پیام فرستاد
had messaged
پیام فرستاده بود
messaged quickly
سریع پیام فرستاد
messaged support
برای پشتیبانی پیام فرستاد
she messaged me to confirm our meeting time.
او برای تایید زمان ملاقات با من پیام داد.
he messaged his parents to let them know he was safe.
او به والدینش پیام داد تا به آنها اطلاع دهد که او در سلامت و امنیت است.
i messaged my friend about the concert last night.
من به دوستم در مورد کنسرت دیشب پیام دادم.
the company messaged all customers regarding the new policy.
شرکت به همه مشتریان در مورد سیاست جدید پیام داد.
did you messaged him back about the project proposal?
آیا به او در مورد پیشنهاد پروژه پاسخ دادید؟
she messaged a heartfelt apology to her colleague.
او یک عذرخواهی صمیمانه به همکارش پیام داد.
he messaged a reminder to everyone about the deadline.
او به همه در مورد مهلت نهایی یادآوری کرد.
i messaged the delivery driver to change the drop-off location.
من به راننده تحویل پیام دادم تا محل تحویل را تغییر دهد.
the teacher messaged the students with important updates.
معلم به دانش آموزان در مورد آخرین اخبار مهم پیام داد.
they messaged their support team with a technical issue.
آنها یک مشکل فنی را به تیم پشتیبانی خود پیام دادند.
he messaged a thank you note to the helpful staff.
او یک یادداشت تشکر به کارکنان مفید ارسال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید