beef stew
خورش گاو
vegetable stew
خورش سبزیجات
stew recipe
دستور تهیه خورش
slow cooker stew
خورش با سرخکن آهسته
hearty stew
خورش مقوی
chicken stew
خورش مرغ
in a stew
در خورش
the stew is gelling.
حالت ژلاتینی پیدا کرده است.
stew oneself into an illness
خود را به دلیل استرس بیمار کنید
a new way to stew rhubarb.
یک راه جدید برای پخت رباربریم.
a pound of stewing steak.
یک پوند گوشت استیک برای پخت.
The meat was stewing in the pan.
گوشت در تابه در حال پخت بود.
a flat stew that needs salt.
خوراک مسطحی که به نمک نیاز دارد.
she's in a right old stew .
او در یک وضعیت بسیار بد قرار دارد.
we got stewed at their party.
ما در مهمانی آنها مست شدیم.
Everybody went into a terrible stew about it.
همه در مورد آن به شدت مضطرب شدند.
in a stew over the lost keys.
در حال نگرانی شدید به دلیل کلیدهای گم شده.
The stew tastes salty.
طعم خوراک شور است.
sweaty clothes left to stew in a plastic bag.
لباسهای خیس و عرقکرده که در یک کیسه پلاستیکی رها شدهاند تا بپزند.
politics there are stewed in sexual prejudice and privilege.
در آنجا سیاستها در تعصب و امتیاز جنسیتی غرق شدهاند.
a pot of stew; brewed a pot of coffee.
یک کاسه خورش؛ قهوه درست کرد.
You can stew fruit in water and sugar.
میتوانید میوه را در آب و شکر بپزید.
The stew must be boiled up before serving.
خورش باید قبل از سرویس جوشیده شود.
Stew the pears in red wine for a couple of hours.
گلابیها را به مدت دو ساعت در شراب قرمز بپزید.
beef stew
خورش گاو
vegetable stew
خورش سبزیجات
stew recipe
دستور تهیه خورش
slow cooker stew
خورش با سرخکن آهسته
hearty stew
خورش مقوی
chicken stew
خورش مرغ
in a stew
در خورش
the stew is gelling.
حالت ژلاتینی پیدا کرده است.
stew oneself into an illness
خود را به دلیل استرس بیمار کنید
a new way to stew rhubarb.
یک راه جدید برای پخت رباربریم.
a pound of stewing steak.
یک پوند گوشت استیک برای پخت.
The meat was stewing in the pan.
گوشت در تابه در حال پخت بود.
a flat stew that needs salt.
خوراک مسطحی که به نمک نیاز دارد.
she's in a right old stew .
او در یک وضعیت بسیار بد قرار دارد.
we got stewed at their party.
ما در مهمانی آنها مست شدیم.
Everybody went into a terrible stew about it.
همه در مورد آن به شدت مضطرب شدند.
in a stew over the lost keys.
در حال نگرانی شدید به دلیل کلیدهای گم شده.
The stew tastes salty.
طعم خوراک شور است.
sweaty clothes left to stew in a plastic bag.
لباسهای خیس و عرقکرده که در یک کیسه پلاستیکی رها شدهاند تا بپزند.
politics there are stewed in sexual prejudice and privilege.
در آنجا سیاستها در تعصب و امتیاز جنسیتی غرق شدهاند.
a pot of stew; brewed a pot of coffee.
یک کاسه خورش؛ قهوه درست کرد.
You can stew fruit in water and sugar.
میتوانید میوه را در آب و شکر بپزید.
The stew must be boiled up before serving.
خورش باید قبل از سرویس جوشیده شود.
Stew the pears in red wine for a couple of hours.
گلابیها را به مدت دو ساعت در شراب قرمز بپزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید