ceramic

[ایالات متحده]/səˈræmɪk/
[بریتانیا]/səˈræmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به سفالگری یا هنر سرامیک
n. محصولات سفالگری؛ سرامیک

عبارات و ترکیب‌ها

Ceramic art

هنر سرامیک

Ceramic pottery

گلدانگری سرامیکی

Ceramic tiles

کاشی‌های سرامیکی

ceramic tile

کاشی سرامیکی

ceramic material

مواد سرامیکی

piezoelectric ceramic

سرامیک پیزوالکتریک

ceramic coating

روکش سرامیکی

ceramic membrane

غشای سرامیکی

ceramic filter

فیلتر سرامیکی

ceramic fiber

الیاف سرامیکی

ceramic powder

پودر سرامیک

ceramic glaze

لعاب سرامیکی

ceramic product

محصولات سرامیکی

glass ceramic

سرامیک شیشه ای

ceramic pigment

پیگمنت سرامیکی

ceramic substrate

زیرلایه سرامیکی

ceramic plate

صفحه سرامیکی

ceramic capacitor

خازن سرامیکی

ceramic bearing

یاتاقان سرامیکی

ceramic wall

دیوار سرامیکی

ceramic mosaic

موزاییک سرامیکی

ceramic metal

فلز سرامیکی

ceramic fibre

الیاف سرامیکی

جملات نمونه

Those ceramics are beautiful.

آن ها سرامیک ها زیبا هستند.

tables inset with ceramic tiles.

میزهایی که با کاشی های سرامیکی تزئین شده اند.

vessels made of ceramics or metal.

ظروف ساخته شده از سرامیک یا فلز.

a space reentry vehicle that was armed with a ceramic shield.

یک وسیله نقلیه فضایی که مجهز به سپر سرامیکی بود.

A separate inlet with a ceramic frit is used to aerate the perfusate.

یک ورودی جداگانه با یک فیلتر سرامیکی برای اکسیژن‌رسانی به محلول احیا کننده استفاده می‌شود.

Some ceramic works of art are shown in this exhibition.

برخی از آثار هنری سرامیکی در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده اند.

Writer discusses also the characteristic of silicon nitrid ceramic materials,and chooses this ceramic bearing used in the bottom of the reactor above.

نویسنده همچنین به ویژگی های مواد سرامیکی نیترید سیلیکون می پردازد و این بلبرینگ سرامیکی مورد استفاده در قسمت پایین راکتور فوق را انتخاب می کند.

Digital systems for printing on ceramics, photoceramics, ceramic tuner, souvenirs, digital...

سیستم های دیجیتال برای چاپ روی سرامیک، فوتوسرامیک، تیونر سرامیکی، سوغاتی، دیجیتال...

The ceramics bore the imprint of Luca della Robbia.

سرامیک ها نشان لوکا دل روبیا را داشتند.

a gold-plated ceramic bowl; a silver-plated pen.

یک کاسه سرامیکی روکش طلا؛ یک قلم روکش نقره.

Artistic ceramic tableware, majolica and terracotta, tableware, ovenware, decorative items for home...

ظروف سرامیکی هنری، ماژولیکا و تراتاکوتا، ظروف غذاخوری، ظروف پخت، اقلام تزئینی برای خانه...

Lead in solders for the soldering to machined through hole discoidal and planar array ceramic multilayer capacitors.

سرب در حباب جوش برای لحیم کاری به خازن های چندلایه سرامیکی دیسک و صفحه ای ماشینکاری شده.

The effect of process parameters on the electric insulance of micro arc oxidated ceramic coat on aluminium plate is studied.

اثر پارامترهای فرآیند بر روی مقاومت الکتریکی پوشش سرامیکی اکسید شده قوس میکرو روی صفحه آلومینیوم مورد مطالعه قرار می گیرد.

The surface glossiness of ceramic ware after glazing, especially the metallic sheen of lusterware.

درخشندگی سطح ظروف سرامیکی پس از لعاب کاری، به ویژه درخشندگی فلزی لस्टरور.

The features and applications in superprecision turnings of piezoelectric ceramic inching motion devices are introduced.

ویژگی ها و کاربردهای تراشکاری فوق دقیق دستگاه های حرکت اینچینگ پیزوالکتریک سرامیکی معرفی شده اند.

The high-speed steel tool was not suitable for turning fluorophlogopite,and ceramics tool was ...

ابزار فولاد سرعت بالا برای تراش فلوروفلوگوپیت مناسب نبود و ابزار سرامیکی...

Methods An artificial bone of phosphate glass-ceramic was made to be filled perfectly into gap of the palatoschisis.

روش ها یک استخوان مصنوعی از فشرده شیشه سرامیکی ساخته شد تا به طور کامل در شکاف لب شکری پر شود.

After all my care in packing it, many of the ceramics arrived broken.

بعد از تمام مراقبت های من در بسته بندی آن، بسیاری از سرامیک ها شکسته رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید