pan

[ایالات متحده]/pæn/
[بریتانیا]/pæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف پخت با کف صاف؛ سینی پخت؛ ترازوی وزن؛ توالت
v. به شدت انتقاد کردن؛ به طور کامل جستجو کردن؛ به دنبال طلا گشتن

عبارات و ترکیب‌ها

frying pan

تابه

pancake

پنکیک

panorama

پانوراما

pandemic

همه‌گیری

pangolin

بوزینه دم‌دار

pots and pans

قاب و ماهیتابه

peter pan

پیتر پن

oil pan

جک روغن

baking pan

تابه پخت

pan out

به خوبی پیش رفتن

pan american

پان آمریکن

pan am

من پن هستم

on the pan

روی تابه

pan american games

بازی‌های پان آمریکن

iron pan

تابه آهنی

salt pan

وان نمک

dust pan

ملکه گرد و خاک

pan head

سر پنیری

cake pan

تابه کیک

pan pacific

پان پاسیفیک

evaporation pan

سینی تبخیر

جملات نمونه

a pan of hot water.

یک تابه پر از آب داغ

The pan is an awkward shape.

تابه شکل نامنظمی دارد.

deglaze the pan with the white wine.

تابه را با شراب سفید از بین ببرید.

give the pan a good scour

تابه را خوب تمیز کنید.

the sweet haunting sound of pan pipes.

صدای دلنشین و وهم‌آلود نیوک

the pan was too heavy for me to carry.

تابه برای من خیلی سنگین بود که بتوانم آن را حمل کنم.

a large frying pan with a lid.

یک تابه بزرگ با درب.

that slow pan over London.

آن حرکت آهسته دوربین روی لندن.

The pan belongs under the sink.

تابه باید زیر سینک باشد.

a frying pan with a nonstick surface.

یک تابه نچسب.

clear-paned windows; double-paned French doors.

پنجره های با شیشه شفاف؛ درهای فرانسوی با شیشه دو لته.

tripped and fell on her pan;

افتاد و روی تابه اش افتاد;

Cook the pasta in a large pan of boiling water.

پاستا را در یک تابه بزرگ پر از آب جوش بپزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید