boiling

[ایالات متحده]/'bɒɪlɪŋ/
[بریتانیا]/'bɔɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار داغ; بسیار هیجان‌زده
n. عمل جوشیدن; حالت جوشیدن; فوران کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

boiling water

آب جوش

boiling point

نقطه جوش

boiling hot

به شدت داغ

boiling rage

خشمگونی شدید

boiling over

سرریز کردن

boiling with anger

خشمگین بودن

boiling mad

به شدت عصبانی

boiling blood

خون به جوش آمدن

boiling passion

شور عشق

boiling kettle

کتل آب جوش

high boiling

جوش بالا

nucleate boiling

جوش هسته‌ای

low boiling point

نقطه جوش پایین

film boiling

جوش لایه ای

boiling temperature

دمای جوش

boiling range

محدوده جوش

initial boiling point

نقطه جوش اولیه

boiling point elevation

افزایش نقطه جوش

normal boiling point

نقطه جوش نرمال

جملات نمونه

a kettle of boiling water.

دیگ آب جوش

The milk is boiling over.

شیر در حال جوشیدن است.

Saturday is forecast to be boiling and sunny.

پیش‌بینی می‌شود شنبه هوا بسیار گرم و آفتابی باشد.

steep the tea in boiling water

چای را در آب جوش خیس کنید.

The pot is boiling away on the fire.

قابلمه روی آتش در حال جوشیدن است.

The milk's boiling over!

شیر در حال جوشیدن است!

Mother is boiling rice.

مادر در حال پختن برنج است.

Trouble was boiling up in the Middle East.

مشکلات در حال افزایش در خاورمیانه بودند.

Concentrate the broth by boiling it.

با جوشاندن آبگوشت را غلیظ کنید.

the extremes of boiling and freezing.

اوج جوش و سرما.

fainted because it was boiling hot; boiling mad over the mistake.

به دلیل گرمای شدید غش کرد؛ به شدت عصبانی بود.

Cook the pasta in a large pan of boiling water.

پاستا را در یک تابه بزرگ پر از آب جوش بپزید.

deftly fished the corn out of the boiling water.

به طور ماهرانه ذرت را از آب جوش بیرون آورد.

I was boiling hot and sweaty.

من خیلی گرم و عرق کرده بودم.

a huge cliff with the black sea boiling below.

یه صخره بزرگ با دریای سیاه در حال جوشیدن در پایین.

racial tension surged to boiling point.

ناآرامی‌های نژادی به نقطه جوش رسید.

boiling with soda will reduce your peas to pulp.

جوشاندن با نوشابه باعث می‌شود نخود شما به پالپ تبدیل شود.

sugar was refined by boiling it in huge iron vats.

شکر با جوشاندن آن در دیگ‌های آهنی بزرگ پالایش می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید