resented his decision
از تصمیم او ناراضی بود
resented their actions
از اقدامات آنها ناراضی بود
resented the treatment
از نحوه برخورد ناراضی بود
resented the criticism
از انتقاد ناراضی بود
resented his success
از موفقیت او ناراضی بود
resented her remarks
از حرف های او ناراضی بود
resented the favoritism
از تبعیض ناراضی بود
resented the delay
از تاخیر ناراضی بود
resented the unfairness
از ناعادلی ناراضی بود
resented the loss
از دست دادن ناراضی بود
she resented being overlooked for the promotion.
او از نادیده گرفته شدن برای ارتقا ناراحت بود.
he resented the unfair treatment from his colleagues.
او از رفتار ناعادلانه همکارانش ناراحت بود.
they resented the constant changes in management.
آنها از تغییرات مداوم در مدیریت ناراحت بودند.
she resented having to work overtime every weekend.
او از مجبور شدن به کار اضافه در آخر هفته ناراحت بود.
he resented the way she spoke to him.
او از نحوه صحبت کردن او با او ناراحت بود.
many employees resented the new policies implemented by management.
بسیاری از کارمندان از سیاستهای جدیدی که توسط مدیریت اجرا شد ناراحت بودند.
she resented the fact that he never listened to her opinions.
او از این واقعیت که او هرگز به نظرات او گوش نمیداد ناراحت بود.
he resented being compared to his more successful brother.
او از مقایسه با برادر موفقترش ناراحت بود.
they resented the extra workload during the holiday season.
آنها از حجم کاری اضافی در تعطیلات ناراحت بودند.
she resented the criticism she received from her peers.
او از انتقاداتی که از همسالانش دریافت میکرد ناراحت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید