thanked

[ایالات متحده]/θæŋkt/
[بریتانیا]/θæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای ابراز قدردانی؛ برای سرزنش

عبارات و ترکیب‌ها

thanked him

از او تشکر کرد

thanked her

از او تشکر کرد

thanked them

از آنها تشکر کرد

thanked everyone

از همه تشکر کرد

thanked us

از ما تشکر کرد

thanked you

از شما تشکر کرد

thanked the team

از تیم تشکر کرد

thanked the staff

از کارکنان تشکر کرد

thanked my friend

از دوست من تشکر کرد

thanked the audience

از مخاطبان تشکر کرد

جملات نمونه

i thanked her for her help.

من از او برای کمکش تشکر کردم.

they thanked the team for their hard work.

آنها از تیم برای تلاششان تشکر کردند.

he thanked his parents for their support.

او از والدینش برای حمایتشان تشکر کرد.

she thanked everyone who attended the event.

او از همه کسانی که در این رویداد شرکت کردند تشکر کرد.

we thanked the volunteers for their dedication.

ما از داوطلبان برای فداکاریشان تشکر کردیم.

i thanked my friend for the gift.

من از دوستم برای هدیه تشکر کردم.

they thanked the teacher for her guidance.

آنها از معلم برای راهنمایی‌اش تشکر کردند.

he thanked the audience for their applause.

او از تماشاچیان برای تشویقشان تشکر کرد.

she thanked her coworkers for their cooperation.

او از همکارانش برای همکاری‌شان تشکر کرد.

we thanked the organizers for a great event.

ما از برگزارکنندگان برای یک رویداد عالی تشکر کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید