resisted arrest
مقاومت در برابر دستگیری
resisted change
مقاومت در برابر تغییر
resisted pressure
مقاومت در برابر فشار
she resisted
او مقاومت کرد
they resisted
آنها مقاومت کردند
resisting temptation
مقاومت در برابر وسوسه
resisted strongly
به شدت مقاومت کرد
resisted attempts
مقاومت در برابر تلاشها
resisted influence
مقاومت در برابر نفوذ
he resisted it
او با آن مقاومت کرد
the protesters resisted the new law with passionate speeches.
تظاهرکنندگان با سخنرانیهای پرشور با قانون جدید مخالفت کردند.
she resisted the urge to check her phone constantly.
او مقاومت کرد تا بهطور مداوم گوشی خود را چک نکند.
the team resisted giving up, even when behind.
تیم مقاومت کرد تا حتی در حالی که عقب بودند، دست نکشند.
he resisted the temptation to eat the last cookie.
او مقاومت کرد تا از خوردن آخرین بیسکویت خودداری کند.
the old castle had resisted numerous attacks over the centuries.
قلعهی قدیمی در طول قرنها در برابر حملات متعدد مقاومت کرده بود.
the material resisted degradation from the harsh sunlight.
مواد در برابر تجزیه از نور خورشید شدید مقاومت میکرد.
the company resisted merging with their competitor.
شرکت با ادغام با رقیب خود مخالفت کرد.
the athlete resisted fatigue and pushed through the pain.
ورزشکار مقاومت کرد در برابر خستگی و از میان درد عبور کرد.
the government resisted calls for immediate reform.
دولت با درخواستها برای اصلاحات فوری مخالفت کرد.
the software resisted viruses and malware effectively.
نرمافزار بهطور مؤثر در برابر ویروسها و بدافزارها مقاومت میکرد.
the patient resisted treatment initially, but later agreed.
بیمار در ابتدا مقاومت میکرد در برابر درمان، اما بعداً موافقت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید