contested

[ایالات متحده]/kənˈtɛstɪd/
[بریتانیا]/kənˈtɛstəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل contest; استدلال کردن یا اعتراض کردن

عبارات و ترکیب‌ها

contested election

انتخابات مورد منازعه

contested territory

سرزمین مورد منازعه

contested claim

ادعای مورد منازعه

contested issue

مسئله مورد منازعه

contested space

فضای مورد منازعه

contested rights

حقوق مورد منازعه

contested decision

تصمیم مورد منازعه

contested position

موقعیت مورد منازعه

contested narrative

روایت مورد منازعه

contested outcome

نتیجه مورد منازعه

جملات نمونه

the election results were highly contested.

نتایج انتخابات به شدت مورد اختلاف بود.

she contested the validity of the contract.

او صحت قرارداد را به چالش کشید.

many issues were contested during the debate.

بسیاری از مسائل در طول بحث مورد اختلاف قرار گرفتند.

the championship title was fiercely contested.

عنوان قهرمانی به شدت مورد رقابت قرار گرفت.

he contested the referee's decision.

او تصمیم داور را به چالش کشید.

her claim to the inheritance was contested by her siblings.

ادعای او برای ارث توسط خواهر و برادرانش مورد اختلاف بود.

the contested territory has been a source of conflict.

منطقه مورد اختلاف منبع درگیری بوده است.

they contested the results of the survey.

آنها نتایج نظرسنجی را به چالش کشیدند.

the policy changes were contested by various groups.

تغییرات سیاست توسط گروه های مختلف مورد اختلاف بود.

in court, the evidence was contested by both sides.

در دادگاه، شواهد توسط هر دو طرف مورد اختلاف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید