defied expectations
نادیده گرفتن انتظارات
defied logic
نادیده گرفتن منطق
defied gravity
نادیده گرفتن گرانش
defied authority
نادیده گرفتن اقتدار
defied convention
نادیده گرفتن قرارداد
defied norms
نادیده گرفتن هنجارها
defied tradition
نادیده گرفتن سنت
defied odds
نادیده گرفتن شانسها
defied reason
نادیده گرفتن استدلال
defied explanation
نادیده گرفتن توضیح
she defied the odds and succeeded in her career.
او با وجود سختیها، در حرفهاش موفق عمل کرد.
he defied authority by speaking out against the rules.
او با اعتراض به قوانین، قدرت را به چالش کشید.
the athlete defied expectations and broke the record.
ورزشکار از انتظارات فراتر رفت و رکورد را شکست.
they defied convention and chose a unique wedding style.
آنها با انتخاب یک سبک عروسی منحصر به فرد، با عرف مخالفت کردند.
she defied her fears and took the stage.
او با غلبه بر ترسهایش، روی صحنه رفت.
he defied the weather and went for a run.
او با وجود نامساعد بودن هوا، برای دویدن بیرون رفت.
they defied the critics and released their album anyway.
آنها با وجود انتقادها، آلبوم خود را به هر حال منتشر کردند.
she defied her limitations and achieved her goals.
او با غلبه بر محدودیتهایش، به اهداف خود دست یافت.
he defied the stereotype of a typical businessman.
او با رفتاری متفاوت، با کلیشههای یک تاجر معمولی مخالفت کرد.
they defied all logic and made the impossible happen.
آنها با وجود غیرمنطقی بودن، کاری غیرممکن را ممکن کردند.
defied expectations
نادیده گرفتن انتظارات
defied logic
نادیده گرفتن منطق
defied gravity
نادیده گرفتن گرانش
defied authority
نادیده گرفتن اقتدار
defied convention
نادیده گرفتن قرارداد
defied norms
نادیده گرفتن هنجارها
defied tradition
نادیده گرفتن سنت
defied odds
نادیده گرفتن شانسها
defied reason
نادیده گرفتن استدلال
defied explanation
نادیده گرفتن توضیح
she defied the odds and succeeded in her career.
او با وجود سختیها، در حرفهاش موفق عمل کرد.
he defied authority by speaking out against the rules.
او با اعتراض به قوانین، قدرت را به چالش کشید.
the athlete defied expectations and broke the record.
ورزشکار از انتظارات فراتر رفت و رکورد را شکست.
they defied convention and chose a unique wedding style.
آنها با انتخاب یک سبک عروسی منحصر به فرد، با عرف مخالفت کردند.
she defied her fears and took the stage.
او با غلبه بر ترسهایش، روی صحنه رفت.
he defied the weather and went for a run.
او با وجود نامساعد بودن هوا، برای دویدن بیرون رفت.
they defied the critics and released their album anyway.
آنها با وجود انتقادها، آلبوم خود را به هر حال منتشر کردند.
she defied her limitations and achieved her goals.
او با غلبه بر محدودیتهایش، به اهداف خود دست یافت.
he defied the stereotype of a typical businessman.
او با رفتاری متفاوت، با کلیشههای یک تاجر معمولی مخالفت کرد.
they defied all logic and made the impossible happen.
آنها با وجود غیرمنطقی بودن، کاری غیرممکن را ممکن کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید