She wore a risque dress to the party.
او یک لباس زننده به مهمانی پوشید.
The movie was criticized for its risque scenes.
فیلم به دلیل صحنههای زنندهاش مورد انتقاد قرار گرفت.
He made a risque joke that made everyone laugh.
او یک شوخی زننده کرد که باعث خنده همه شد.
The risque photo shoot caused quite a controversy.
عکسبرداری زننده باعث ایجاد جنجال بزرگی شد.
Her risque behavior shocked her conservative parents.
رفتار زنندهی او والدین محافظهکارش را شوکه کرد.
The comedian is known for his risque humor.
کمدین به خاطر شوخیهای زنندهاش معروف است.
The fashion show featured risque designs.
نمایش مد شامل طرحهای زننده بود.
The novel was banned for its risque content.
کتاب به دلیل محتوای زنندهاش ممنوع شد.
She enjoys reading risque novels in her free time.
او از خواندن رمانهای زننده در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
The artist is known for his risque paintings.
هنرمند به خاطر نقاشیهای زنندهاش معروف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید