roiled

[ایالات متحده]/rɔɪld/
[بریتانیا]/rɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مخلوط کردن (مایع)؛ ناراحت کردن کسی؛ مزاحم شدن یا آشفته کردن؛ عصبانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roiled waters

آب‌های متلاطم

roiled emotions

احساسات آشفته

roiled markets

بازارهای متلاطم

roiled feelings

احساسات آشفته

roiled tensions

تنش‌های رو به افزایش

roiled issues

مسائل پیچیده

roiled situation

وضعیت آشفته

roiled debate

بحث و جدل پر تنش

roiled landscape

مناظر آشفته

جملات نمونه

the sudden news roiled the stock market.

اخبار ناگهانی باعث آشفتگی بازار سهام شد.

her emotions were roiled by the unexpected breakup.

احساسات او به دلیل جدایی ناگهانی آشفته شد.

the debate roiled the community for weeks.

بحث هفته‌ها جامعه را به هم ریخت.

his comments roiled the audience during the speech.

اظهارات او باعث آشفتگی مخاطبان در طول سخنرانی شد.

the storm roiled the waters, making it dangerous to sail.

طوفان آب ها را به هم ریخت و باعث شد سفر با قایق خطرناک شود.

rumors of layoffs roiled the employees' morale.

شایعات مربوط به تعدیل نیروها باعث کاهش روحیه کارمندان شد.

the scandal roiled the political landscape.

رسوایی چشم انداز سیاسی را به هم ریخت.

her mind was roiled with conflicting thoughts.

ذهن او با افکار متناقض آشفته بود.

the protest roiled the city for several days.

تظاهرات برای چند روز شهر را به هم ریخت.

the changes in leadership roiled the organization.

تغییرات در رهبری سازمان را به هم ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید