roiled waters
آبهای متلاطم
roiled emotions
احساسات آشفته
roiled markets
بازارهای متلاطم
roiled feelings
احساسات آشفته
roiled tensions
تنشهای رو به افزایش
roiled issues
مسائل پیچیده
roiled situation
وضعیت آشفته
roiled debate
بحث و جدل پر تنش
roiled landscape
مناظر آشفته
the sudden news roiled the stock market.
اخبار ناگهانی باعث آشفتگی بازار سهام شد.
her emotions were roiled by the unexpected breakup.
احساسات او به دلیل جدایی ناگهانی آشفته شد.
the debate roiled the community for weeks.
بحث هفتهها جامعه را به هم ریخت.
his comments roiled the audience during the speech.
اظهارات او باعث آشفتگی مخاطبان در طول سخنرانی شد.
the storm roiled the waters, making it dangerous to sail.
طوفان آب ها را به هم ریخت و باعث شد سفر با قایق خطرناک شود.
rumors of layoffs roiled the employees' morale.
شایعات مربوط به تعدیل نیروها باعث کاهش روحیه کارمندان شد.
the scandal roiled the political landscape.
رسوایی چشم انداز سیاسی را به هم ریخت.
her mind was roiled with conflicting thoughts.
ذهن او با افکار متناقض آشفته بود.
the protest roiled the city for several days.
تظاهرات برای چند روز شهر را به هم ریخت.
the changes in leadership roiled the organization.
تغییرات در رهبری سازمان را به هم ریخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید