stirred

[ایالات متحده]/stɜːd/
[بریتانیا]/stɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی stir؛ مخلوط کردن یا حرکت دادن چیزی؛ باعث عمل یا حرکت شدن؛ ایجاد یک حرکت جزئی.

عبارات و ترکیب‌ها

stirred emotions

احساسات را برانگیخت

stirred feelings

احساسات را برانگیخت

stirred memories

خاطرات را زنده کرد

stirred curiosity

کنجکاوی را برانگیخت

stirred thoughts

افکار را برانگیخت

stirred passions

اشتیاق ها را برانگیخت

stirred interest

علاقه را برانگیخت

stirred debate

بحث را برانگیخت

stirred action

اقدام را برانگیخت

stirred excitement

هیجان را برانگیخت

جملات نمونه

her speech stirred emotions in the audience.

سخنرانی او احساسات را در بینندگان برانگیخت.

the artist stirred the paint to create a unique blend.

هنرمند رنگ‌ها را هم زد تا ترکیبی منحصر به فرد ایجاد کند.

the news stirred up a lot of controversy.

این خبر باعث ایجاد بحث و جدل زیادی شد.

he stirred the pot to mix the ingredients.

او قابلمه را هم زد تا مواد را مخلوط کند.

the memories stirred within her as she looked at the old photos.

خاطرات در وجود او زنده شدند وقتی عکس‌های قدیمی را تماشا می‌کرد.

the coach stirred the team’s spirit before the game.

مربی روحیه تیم را قبل از مسابقه برانگیخت.

his actions stirred a sense of urgency among the staff.

اقدامات او حسی از فوریت را در بین کارکنان ایجاد کرد.

the story stirred her imagination.

داستان، تخیل او را برانگیخت.

they stirred the audience with their performance.

اجرای آن‌ها مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

the scandal stirred public interest.

این رسوایی باعث ایجاد علاقه عمومی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید