stirred emotions
احساسات را برانگیخت
stirred feelings
احساسات را برانگیخت
stirred memories
خاطرات را زنده کرد
stirred curiosity
کنجکاوی را برانگیخت
stirred thoughts
افکار را برانگیخت
stirred passions
اشتیاق ها را برانگیخت
stirred interest
علاقه را برانگیخت
stirred debate
بحث را برانگیخت
stirred action
اقدام را برانگیخت
stirred excitement
هیجان را برانگیخت
her speech stirred emotions in the audience.
سخنرانی او احساسات را در بینندگان برانگیخت.
the artist stirred the paint to create a unique blend.
هنرمند رنگها را هم زد تا ترکیبی منحصر به فرد ایجاد کند.
the news stirred up a lot of controversy.
این خبر باعث ایجاد بحث و جدل زیادی شد.
he stirred the pot to mix the ingredients.
او قابلمه را هم زد تا مواد را مخلوط کند.
the memories stirred within her as she looked at the old photos.
خاطرات در وجود او زنده شدند وقتی عکسهای قدیمی را تماشا میکرد.
the coach stirred the team’s spirit before the game.
مربی روحیه تیم را قبل از مسابقه برانگیخت.
his actions stirred a sense of urgency among the staff.
اقدامات او حسی از فوریت را در بین کارکنان ایجاد کرد.
the story stirred her imagination.
داستان، تخیل او را برانگیخت.
they stirred the audience with their performance.
اجرای آنها مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
the scandal stirred public interest.
این رسوایی باعث ایجاد علاقه عمومی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید