rows

[ایالات متحده]/rəʊz/
[بریتانیا]/roʊz/

ترجمه

n. خطوطی از چیزها یا افرادی که کنار هم چیده شده‌اند
v. شخص سوم مفرد فعل row: قایق را با پارو به جلو راندن؛ گذشته و فعل معطوف به گذشته از row: قایق را با پارو به جلو راندن

عبارات و ترکیب‌ها

rows and columns

ردیف‌ها و ستون‌ها

rows back

ردیف‌های عقب

rows of seats

ردیف‌های صندلی

rows over

ردیف‌های روی

rows of trees

ردیف‌های درخت

rowing down

ساق زدن به پایین

rows of data

ردیف‌های داده

rows of houses

ردیف‌های خانه‌ها

rows of crops

ردیف‌های محصولات کشاورزی

rows of chairs

ردیف‌های صندلی‌ها

جملات نمونه

the spreadsheet had several rows of data about sales.

صفحه گسترده داده‌های متعددی در مورد فروش داشت.

we arranged the chairs in neat rows for the audience.

ما صندلی‌ها را به صورت مرتب در صف برای تماشاچیان چیدیم.

the stadium seats were arranged in rows stretching far back.

صندلی‌های استادیوم به صورت ردیفی چیده شده بودند که خیلی دور می‌رفتند.

the data was analyzed by comparing rows across different years.

داده‌ها با مقایسه ردیف‌ها در سال‌های مختلف تجزیه و تحلیل شد.

the rows of corn grew tall and golden in the field.

ردیف‌های ذرت در مزرعه بلند و طلایی رشد کردند.

the theater had rows of plush velvet seats.

تئاتر دارای ردیفی صندلی‌های مخملی لوکس بود.

the rows of houses all looked very similar.

ردیف خانه‌ها همه بسیار شبیه به نظر می‌رسیدند.

we counted the rows of trees along the riverbank.

ما ردیف درختان در امتداد حاشیه رودخانه را شمردیم.

the database contains many rows with customer information.

پایگاه داده حاوی ردیف‌های زیادی با اطلاعات مشتری است.

the rows of books on the shelf were organized alphabetically.

ردیف کتاب‌ها روی قفسه به ترتیب حروف الفبا مرتب شده بودند.

the rows of parked cars blocked the street.

ردیف ماشین‌های پارک شده خیابان را مسدود کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید