shocker

[ایالات متحده]/'ʃɒkə/
[بریتانیا]/'ʃɑkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی یا کسی که دیگران را شوکه یا شگفت‌زده می‌کند.

جملات نمونه

I was a shocker when I was younger.

من زمانی که جوان‌تر بودم، یک شوک بودم.

The plot twist at the end of the movie was a real shocker.

پیچش داستانی در پایان فیلم یک شوک واقعی بود.

The team's unexpected victory was a real shocker.

پیروزی غیرمنتظره تیم یک شوک واقعی بود.

The scandal was a real shocker for the community.

رسوایی یک شوک واقعی برای جامعه بود.

The sudden resignation of the CEO was a shocker for the company.

استعفای ناگهانی مدیرعامل یک شوک برای شرکت بود.

The revelation of the secret was a shocker for everyone involved.

افشای راز یک شوک برای همه افراد درگیر بود.

The unexpected announcement was a real shocker for the audience.

اعلامیه غیرمنتظره یک شوک واقعی برای مخاطبان بود.

The scandalous affair was a real shocker for the family.

ماجرای رسوه‌آمیز یک شوک واقعی برای خانواده بود.

The sudden change in plans was a shocker for everyone.

تغییر ناگهانی در برنامه‌ها یک شوک برای همه بود.

The shocking news was a real shocker for the entire industry.

اخبار تکان‌دهنده یک شوک واقعی برای کل صنعت بود.

The unexpected twist in the story was a real shocker for the readers.

پیچش غیرمنتظره در داستان یک شوک واقعی برای خوانندگان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید