in shock
در شوک
shocked expression
حالت شوکه شده
shock and awe
ضربه و ترس
culture shock
ضربه فرهنگی
shock therapy
درمان شوک
thermal shock
شوک حرارتی
shock absorber
جذبکننده ضربه
shock resistance
مقاومت در برابر شوک
electric shock
شوک الکتریکی
thermal shock resistance
مقاومت در برابر شوک حرارتی
heat shock
شوک حرارتی
shock absorption
جذب ضربه
hemorrhagic shock
شوک خونریزی
heat shock protein
پروتئین شوک حرارتی
septic shock
شوک سپتیک
shock tube
لوله شوک
shock test
آزمایش شوک
shock pressure
فشار شوک
shock resistant
ضد ضربه
shock load
بار شوک
cold shock
شوک سرما
oil shock
شوک نفتی
a terrible shock to him
ضربه ای وحشتناک به او
a shock of white hair.
ضربه ای از موهای سفید.
The shock was deadly to him.
ضربه به او کشنده بود.
a man with a shock of hair .
مردی با انبوهی از مو.
Brace yourself for the shock!
خودتان را برای شوک آماده کنید!
the moral shock of our nascent imperialism
ضربه اخلاقی امپریالیسم نوظهور ما
a deeply shocking and painful discovery
یک کشف عمیقاً تکان دهنده و دردناک
these views will shock the bourgeois critics.
این نظرات منتقدان بورژوازی را شوکه خواهد کرد.
listening in shock to this venomous interchange.
گوش دادن با حیرت به این تبادل خصمانه.
the shock made the hedgehog roll into a ball.
ضربه باعث شد خارپشت به شکل یک توپ درآید.
the revelations shocked the nation.
این افشاگریها شوک بزرگی به کشور وارد کرد.
he shocked so easily.
او آنقدرها به راحتی شوکه می شد.
a shock-horror TV advertising campaign.
کمپین تبلیغاتی تلویزیونی ترسناک.
she brought shocking news.
او خبرهای تکان دهنده ای آورد.
I've got a shocking cold.
من یک سرماخوردگی وحشتناک دارم.
was shocked by the magnitude of the crisis.
او شوکه شده بود از بزرگی بحران.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید