shot glass
لیوان شات
shotgun
سلاح ساچمهای
shot put
پرتاب وزنه
shot on goal
ضربه به سمت دروازه
get a shot
یک فرصت برای شوت گرفتن
take a shot
شوت زدن
shot down
سرنگون کردن
one shot
یک شوت
like a shot
مثل برق
big shot
بزرگپندار
shot blasting
شات بلاستینگ
call the shots
تصمیم گرفتن
shot peening
شات پینینگ
long shot
نمای بلند
good shot
شوت خوب
single shot
عکس لحظهای
flu shot
واکسن آنفولانزا
jump shot
ضربه پرشی
steel shot
سرب گرد
shot blast
شات بلاست
hot shot
ستارهی درخشان
screen shot
عکسبرداری از صفحه
close shot
نمای نزدیک
a shot of oxygen.
یک جرعه اکسیژن
The canoe shot the rapids.
کانو از میان آبهای خروشان عبور کرد.
the car shot forward.
ماشین با سرعت به جلو شلیک کرد.
The shot went wide.
گلوله به بیرون رفت.
shot out the window.
از پنجره بیرون رفت.
shot off a firecracker.
یک ترکش را شلیک کرد.
shot gravel into the hole.
گذاشتن سنگریزه در سوراخ.
shot down the proposal.
پیشنهاد را رد کرد.
This story was shot quickly.
این داستان به سرعت فیلمبرداری شد.
They shot a savage lion.
آنها یک شیر وحشی را زدند.
The boat shot the rapids.
قایق از قسمتهای سریع آب عبور کرد.
The elevator shot upward.
آسانسور با سرعت به سمت بالا رفت.
that shot lost him the championship.
آن شوت باعث شد او مسابقات را از دست بدهد.
there is no one-shot solution to the problem.
راه حل یکباره ای برای این مشکل وجود ندارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید