sinuously

[ایالات متحده]/ˈsɪn.ju.əs.li/
[بریتانیا]/ˈsɪn.ju.əs.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور زیبا پیچیده یا منحنی؛ به طور فریبنده یا پیچیده

عبارات و ترکیب‌ها

sinuously winding

به پیچ و تاب افتاده

sinuously flowing

به صورت مارپیچ جریان یافتن

sinuously moving

به صورت مارپیچ حرکت کردن

sinuously shaped

به شکل مارپیچ

sinuously twisting

به صورت مارپیچ پیچ خوردن

sinuously dancing

به صورت مارپیچ رقصیدن

sinuously curving

به صورت مارپیچ منحنی شدن

sinuously gliding

به صورت مارپیچ سر خوردن

sinuously bending

به صورت مارپیچ خم شدن

sinuously rising

به صورت مارپیچ بالا رفتن

جملات نمونه

the river flows sinuously through the valley.

رودخانه به صورت مارپیچ از میان دره عبور می‌کند.

she danced sinuously, captivating the audience.

او به صورت مارپیچ می‌رقصید و مخاطبان را مجذوب خود می‌کرد.

the road winds sinuously up the mountain.

جاده به صورت مارپیچ به سمت بالای کوه می‌پیچد.

his arguments were presented sinuously, making them hard to follow.

استدلال‌های او به صورت پیچیده ارائه شدند و درک آن‌ها را دشوار می‌کرد.

the snake moved sinuously through the grass.

مار به صورت مارپیچ از میان علف‌ها حرکت می‌کرد.

the artist painted the landscape with sinuously flowing lines.

هنرمند منظره را با خطوطی که به صورت مارپیچ جریان داشتند، نقاشی کرد.

she spoke sinuously, weaving stories together.

او به صورت پیچیده صحبت کرد و داستان‌ها را با هم بافت.

the dancer's movements were sinuously graceful.

حرکات رقصنده به طور مارپیچ و با وقار بود.

the path sinuously meandered through the forest.

مسیر به طور مارپیچ از میان جنگل عبور می‌کرد.

the river sinuously divided the two towns.

رودخانه به صورت مارپیچ دو شهر را از هم جدا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید