undulating

[ایالات متحده]/ˈʌndʒʊleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʌndʒəˌleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعل حال استمراری undulate؛ به حرکت در الگوی موجی؛ به علت حرکت در الگوی موجی
adj. دارای سطح یا لبه موجی

عبارات و ترکیب‌ها

undulating hills

تپه‌های ملایم

undulating waves

امواج ملایم

undulating landscape

مناظر ملایم

undulating terrain

زمین ملایم

undulating rhythm

ریتم ملایم

undulating motion

حرکت ملایم

undulating patterns

الگوهای ملایم

undulating surface

سطح ملایم

undulating fields

زمین‌های ملایم

undulating curves

منحنی‌های ملایم

جملات نمونه

the undulating hills were a beautiful sight to behold.

تپه‌های ملایم منظره‌ای زیبا برای تماشا بودند.

she enjoyed the undulating motion of the waves.

او از حرکت موجدار امواج لذت برد.

the dancer moved with undulating grace across the stage.

رقصنده با ظرافت موجدار در صحنه حرکت کرد.

we hiked through the undulating landscape of the countryside.

ما از میان چشم‌انداز موجدار حومه شهر پیاده‌روی کردیم.

the undulating rhythm of the music captivated the audience.

ریتم موجدار موسیقی مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her voice had an undulating quality that was soothing.

صدای او کیفیتی موجدار داشت که آرامش‌بخش بود.

the undulating patterns in the fabric caught my eye.

الگوهای موجدار در پارچه توجه من را جلب کرد.

he described the undulating hills as waves of green.

او تپه‌های ملایم را به عنوان امواج سبز توصیف کرد.

the undulating path led us through the forest.

مسیر موجدار ما را از میان جنگل عبور داد.

she sketched the undulating skyline of the city.

او خط افق موجدار شهر را طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید