slithering

[ایالات متحده]/ˈslɪð.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɪð.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی و به طور بی‌صدا حرکت کردن، اغلب به صورت پیچیده یا منحنی

عبارات و ترکیب‌ها

slithering snake

مار خزنده

slithering motion

حرکت خزنده

slithering sound

صدای خزنده

slithering creature

موجود خزنده

slithering away

دور شدن خزنده

slithering along

در طول خزیدن

slithering path

مسیر خزنده

slithering figure

شکل خزنده

slithering style

سبک خزنده

slithering silently

به طور خزنده و بی‌صدا

جملات نمونه

the snake was slithering through the grass.

مار در حال خزش در چمن بود.

i saw a slithering creature in the shadows.

من یک موجود خزنده را در سایه‌ها دیدم.

the children watched the slithering lizard with fascination.

کودکان با علاقه، مارمولک خزنده را تماشا کردند.

she felt a slithering sensation on her skin.

او یک حس خزنده روی پوستش احساس کرد.

the river was slithering past the rocks.

رودخانه از کنار صخره‌ها عبور می‌کرد.

he noticed a slithering shadow moving behind him.

او متوجه شد سایه خزنده پشت سرش در حال حرکت است.

the slithering movements of the eel were mesmerizing.

حرکات خزنده ماهی قزل‌آلا سرگیجه‌آور بود.

she described the slithering motion of the ribbon in the wind.

او از حرکت خزنده روبان در باد توصیف کرد.

the slithering vines covered the old wall.

سرشاخه‌های خزنده دیوار قدیمی را پوشاندند.

they could hear the slithering sound of the snake nearby.

آنها می‌توانستند صدای خزنده مار را در نزدیکی بشنوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید