mellow music
موسیقی ملایم
mellow personality
شخصیت ملایم
a mellow sound; a mellow wine.
صدای ملایم؛ شراب ملایم
a mellow friend; a mellow conversation.
دوست ملایم؛ مکالمه ملایم
A few more years will mellow the wine.
چند سال دیگر شراب را ملایمتر میکند.
she was hypnotized by the mellow tone of his voice.
او تحت تأثیر لحن دلنشین صدای او قرار گرفت.
The years have mellowed him.
سالها او را ملایم کردهاند.
Apples mellow after they have been picked.
سیبها پس از برداشتن ملایم میشوند.
The colours mellowed as the sun went down.
با غروب خورشید رنگها ملایم شدند.
The years have mellowed the two brothers.
سالها دو برادر را ملایم کردهاند.
The colours become mellow as the sun went down.
با غروب خورشید رنگها ملایم میشوند.
These apples are mellow at this time of year.
این سیبها در این زمان سال ملایم هستند.
He's got mellower as he's got older.
با بزرگ شدن او ملایمتر شده است.
She's mellowed over the years.
او در طول سالها ملایمتر شده است.
slow cooking gives the dish a sweet, mellow flavour.
پخت آهسته به غذا طعم ملایم و شیرینی میدهد.
I need to mellow out , I need to calm down.
من باید آرام شوم، من باید کمی آرام بگیرم.
Style:Beautiful red-gamet color,fruity bouquet dominated by grades of small and ripe black fruits,very elegant in the mouth,soft and mellow tannins.
سبک: رنگ قرمز-گامت زیبا، بوی خوش میوه ای که بر طعم های کوچک و رسیده میوه های سیاه غلبه می کند، در دهان بسیار ظریف، تانن های نرم و ملایم.
The Baritone is similar to the Euphonium in terms of shape, pitch and range, except that the larger bore of the Euphonium gives its lower notes a broader and mellower timbre.
باریتون از نظر شکل، زیر و محدوده شبیه به اوفونیوم است، به جز اینکه قطر بزرگتر اوفونیوم باعث می شود نت های پایین تر آن طنین گسترده تر و ملایم تری داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید