spliced

[ایالات متحده]/splaɪst/
[بریتانیا]/splaɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (محصولات بافته شده) تقویت شده
n. اتصال همپوشانی

عبارات و ترکیب‌ها

spliced audio

اتصال صدا

spliced video

اتصال ویدئو

spliced cables

اتصال کابل‌ها

spliced wires

اتصال سیم‌ها

spliced segments

اتصال بخش‌ها

spliced connections

اتصال‌ها

spliced footage

اتصال تصاویر

spliced tracks

اتصال مسیرها

spliced elements

اتصال عناصر

spliced sequences

اتصال توالی‌ها

جملات نمونه

the two wires were spliced together to create a longer connection.

دو سیم به هم متصل شدند تا یک اتصال طولانی‌تر ایجاد شود.

he spliced the film to remove unnecessary scenes.

او فیلم را به هم متصل کرد تا صحنه‌های غیرضروری را حذف کند.

the engineer spliced the data from different sources for analysis.

مهندس داده‌ها را از منابع مختلف به هم متصل کرد تا تجزیه و تحلیل کند.

she spliced the audio tracks to improve the overall quality.

او آهنگ‌های صوتی را به هم متصل کرد تا کیفیت کلی را بهبود بخشد.

the dna sequences were spliced to study genetic variations.

توالی‌های DNA به هم متصل شدند تا تغییرات ژنتیکی را مطالعه کنند.

he carefully spliced the two pieces of wood for the project.

او با دقت دو تکه چوب را برای پروژه به هم متصل کرد.

they spliced together different video clips for the presentation.

آنها کلیپ‌های ویدیویی مختلف را برای ارائه به هم متصل کردند.

the author spliced various stories into a single narrative.

نویسنده داستان‌های مختلف را در یک روایت واحد به هم متصل کرد.

the team spliced the research findings to draw conclusions.

تیم یافته‌های تحقیقاتی را به هم متصل کرد تا نتیجه‌گیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید