stitched

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به هم دوخته شده; به وسیله بخیه یا دوخت به هم پیوسته

عبارات و ترکیب‌ها

hand-stitched

دست‌دوز

loosely stitched

به صورت لقوان دوز

carefully stitched

به دقت دوخته شده

جملات نمونه

a dress stitched with fandangles

لباسی که با طرح‌های فانتزی دوخته شده است

stitched up the tear.

پارگی را دوختند.

they stitched the cut on her face.

آنها برش روی صورت او را دوختند.

If the wound is stitched up skillfully,it will hardly leave a mark.

اگر زخم به طور ماهرانه دوخته شود، جایگزای زیادی نخواهد داشت.

he was stitched up by outsiders and ousted as chairman.

او توسط افراد خارجی فریب داده و به عنوان رئیس خلع شد.

the company has stitched up major deals all over the world to boost sales.

شرکت قراردادهای بزرگ را در سراسر جهان بسته است تا فروش را افزایش دهد.

The frondage is stitched on the stuffing leaf by leaf, said sponsors of the event, because the Zongzi is so huge.

حامیان برگزاری رویداد گفتند که برگ‌ها به صورت تک‌تک به داخل پودر پر شده دوخته می‌شوند، زیرا زونگزی بسیار بزرگ است.

in addition, stitched clothes such as salwar kameez for women and kurta-pyjama and European-style trousers and shirts for men, are also popular.

علاوه بر این، لباس‌های دوخته شده مانند سالوار کامیز برای زنان و کرتا پاجما و شلوارهای به سبک اروپایی و پیراهن‌ها نیز محبوب هستند.

WWL is responsible for all stitched soccer ball agreements, warranties, ongoing inspection of manufacturing facilities and stitching centers, and the testing of all stitched soccer balls.

WWL مسئولیت تمام توافقات مربوط به توپ های فوتبال دوخته شده، ضمانت ها، بازرسی مداوم از امکانات تولید و مراکز دوخت، و تست تمام توپ های فوتبال دوخته شده را بر عهده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید