concede

[ایالات متحده]/kənˈsiːd/
[بریتانیا]/kənˈsiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تأیید کردن
vt. تسلیم شدن، اجازه دادن

جملات نمونه

they conceded the match to their opponents.

آنها پذیرفتند که مسابقه را به حریفان واگذار کنند.

the government conceded a key demand.

دولتخواهان یک خواسته کلیدی را پذیرفتند.

had to concede the mayor's incorruptible honesty.

باید صداقت بی نقص شهردار را پذیرفت.

He finally conceded defeat.

او سرانجام پذیرفت که شکست خورده است.

I am not about to concede the point.

من قصد ندارم این نکته را بپذیرم.

in 475 the emperor conceded the Auvergne to Euric.

در سال 475، امپراتور Auvergne را به Euric واگذار کرد.

they have conceded only one goal in seven matches.

آنها فقط یک گل را در هفت مسابقه پذیرفته اند.

I conceded that I had made a mistake.

من پذیرفتم که اشتباهی کرده ام.

He reluctantly conceded that he was not fit enough to play in the match.

او با اکراه پذیرفت که برای بازی کردن در مسابقه به اندازه کافی تناسب ندارد.

we won fair and square — they should concede that bravely and be good losers.

ما به طور عادلانه و منصفانه بردیم - آنها باید آن را با شجاعت بپذیرند و بازندگان خوبی باشند.

He will not concede what anything ails his business.

او اعتراف نخواهد کرد که چه چیزی باعث بیماری کسب و کارش شده است.

They have conceded us the right to cross their land.

آنها حق عبور از سرزمین آنها را به ما داده اند.

He conceded us the right to walk through his land.

او حق عبور از سرزمینش را به ما داده است.

He conceded ten points to his opponent.

او ده امتیاز به حریفش داد.

After the First World War Germany conceded its neighbours much valuable land.

پس از جنگ جهانی اول، آلمان مقدار قابل توجهی از سرزمین خود را به کشورهای همسایه واگذار کرد.

The lawyer refused to concede that the two cases were at all similar.

وکیل حاضر نشد بپذیرد که این دو مورد به هیچ وجه مشابه هستند.

نمونه‌های واقعی

The president has not conceded the election.

رئیس‌جمهور انتخابات را واگذار نکرده است.

منبع: VOA Daily Standard November 2020 Collection

So that doesn't sound like he's conceding at all.

پس به نظر نمی‌رسد که اصلاً واگذار کند.

منبع: NPR News June 2021 Compilation

Collier concedes such projects would require huge investment.

کلیر اذعان می‌کند که چنین پروژه‌هایی نیازمند سرمایه‌گذاری عظیمی هستند.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

His main opponent, Rahul Gandhi of the Congress party, has just conceded.

رقيب اصلی وي، راہول گاندی از حزب کنگره، به تازگی واگذار کرده است.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

When we produced this show yesterday though, President Donald Trump had not conceded the election.

با این حال، زمانی که ما این برنامه را دیروز تولید کردیم، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ انتخابات را واگذار نکرده بود.

منبع: CNN 10 Student English December 2020 Collection

The current Prime Minister, to whom police commanders are loyal, has not yet conceded defeat.

نخست‌وزیر فعلی، که فرماندهان پلیس به او وفادار هستند، هنوز شکست را نپذیرفته است.

منبع: BBC Listening Compilation December 2022

By saying he would not stand if a second vote is called, he has effectively conceded defeat.

با گفتن اینکه اگر انتخابات دوم برگزار شود، شرکت نخواهد کرد، به طور موثر شکست را پذیرفته است.

منبع: BBC Listening Collection August 2018

I will readily concede that it's not always fun.

من به راحتی اعتراف می‌کنم که همیشه سرگرم‌کننده نیست.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Schulman concedes that the use of jargon is appropriate with scientific audiences.

شولمان اذعان می‌کند که استفاده از اصطلاحات تخصصی با مخاطبان علمی مناسب است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

The health regulator, Monitor, tacitly concedes that the rules could be clearer.

سازمن مرزی سلامت، مانیتور، به طور ضمنی اذعان می‌کند که قوانین می‌توانند واضح‌تر باشند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید