ceded

[ایالات متحده]/siːdɪd/
[بریتانیا]/siːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کنترل (سرزمین) را به کشور یا شخص دیگری واگذار کردن؛

عبارات و ترکیب‌ها

ceded territory

سرزمین واگذار شده

ceded rights

حقوق واگذار شده

ceded authority

اختیارات واگذار شده

ceded control

کنترل واگذار شده

ceded land

زمین واگذار شده

ceded power

قدرت واگذار شده

ceded claims

ادعاهای واگذار شده

ceded interests

منافع واگذار شده

ceded ownership

مالکیت واگذار شده

ceded governance

حاکمیت واگذار شده

جملات نمونه

the country ceded its territory after the war.

کشور پس از جنگ، قلمرو خود را واگذار کرد.

they ceded control of the project to a new team.

آنها کنترل پروژه را به یک تیم جدید واگذار کردند.

after negotiations, the company ceded its rights to the patent.

پس از مذاکرات، شرکت حقوق خود را در مورد ثبت اختراع واگذار کرد.

he ceded his position in the organization.

او جایگاه خود را در سازمان واگذار کرد.

the state ceded land for the construction of the highway.

ایالت زمینی را برای ساخت بزرگراه واگذار کرد.

she ceded her claim to the inheritance.

او ادعای خود را در مورد ارث واگذار کرد.

the government ceded authority to local leaders.

دولت اختیار را به رهبران محلی واگذار کرد.

he ceded his shares in the company.

او سهام خود را در شرکت واگذار کرد.

after much debate, they ceded the land to the developers.

پس از بحث‌های فراوان، آنها زمین را به توسعه‌دهندگان واگذار کردند.

the treaty required that they ceded certain rights.

معاهده مستلزم آن بود که آنها حقوق خاصی را واگذار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید